امام شناسی

سوگواری پیامبران بر امام حسین (علیه السلام) مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط khani   
پنجشنبه, 06 مهر 1396 ساعت 12:27

alt

 

اشک رهایی

عزاداری برای سالار شهیدان و گریه بر آن حضرت، پیشینه ای طولانی و افقی بلند دارد. زمانی که حضرت آدم (علیه السلام) به زمین آمده تا مدتی در تب و تاب بود که چگونه گذشته اش را جبران کند و به ساحت قدس الهی بار یابد. پس جناب جبرئیل به سوی او فرود آمد و این کلمات را به وی القا کرد تا با توسل به آنها اذن وصال یابد: «یا حمیدُ بحقِّ مُحمّدٍ، یا عالی بحقِّ علیٍّ، یا فاطِرُ بحقِّ فاطمةَ یا مُحْسِنُ بحقِّ الحَسَن و الْحُسَین و مِنْکَ الاحسان». وقتی حضرت آدم (علیه السلام) نام های یاد شده را بر زبان آورد، خطاب به جبرئیل گفت: «چرا هنگامی که نام حسین (علیه السلام) را بر زبان می رانم، قلبم می شکند و اندوه بر دلم چیره می گردد و اشکم جاری می شود؟» جبرئیل در پاسخ وی، به مقام و منزلت آن حضرت اشاره کرد و مصایب و گرفتاری هایش را برشمرد و بیش از همه به موضوع تشنگی و عطش او و یارانش پرداخت.

ادامه مطلب...
  
در محضر خوشید مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط khani   
شنبه, 25 شهریور 1396 ساعت 11:26

alt

 

صوت نوشت حجت الاسلام و المسلمین مسعود عالی

جلوه ای از بهشت

حضرت صرفاً معجزه ندارد. اينطور نيست كه بيايد يك معجزه كند و همه زير و رو شود. نه! حضرت يك عدالتی را گسترش مي‌دهد، و بعلاوه عملاً خودش و كارگزارانش با يك عطوفت و مهربانی كه نسبت به مردم دارند كه وقتی عملاً مي‌بينند، اين ها مربيانشان قرار مي‌گيرند. چرا ما آن گونه نبوديم. طبيعتاً اينگونه خواهند شد. يعنی در واقع برگشت به فطرت‌ها، يك بهشتی قبل از بهشت آخرت در اين دنيا جلوه مي‌كند و عجيب اينجاست كه نه فقط در عالم انسانی اين اتفاق رخ مي‌دهد، حتی در حيوانات، گياهان و جمادات يك حيات برتری به وجود مي‌آيد. شما نگاه كنيد در بهشت آخرت گياه دارد؟ بله. جمادات و سنگ ريزه است، آب هست، قصرهايی است كه آجر دارد. اما جماداتش، آبش، درختش، اگر حيوانی آنجا در بهشت است، آيا مثل همين دنيا است؟ يعنی مثلاً حيوان را آنجا گاز بگيرد، حيوان آنجا اذيت مي‌كند، گياهان آنجا مثل گياهان اينجا يك حيات برتری است. قطعاً حيات برتری است. در زمان وليعصر(علیه السّلام) يك جلوه‌ای از بهشت در عالم دنيا به وجود مي‌آيد، اين حيات برتر شامل حال حتی حيوانات و گياهان و جمادات خواهد بود. يعنی آن رحمت گسترده‌ای كه دل های مردم را منقلب مي‌كند، درنده خويي‌ها، گزندگي‌ها در حيوانات و آزار و اذيت آن ها را هم از بين مي‌برد.

آخرین بروز رسانی در یکشنبه, 26 شهریور 1396 ساعت 12:53
ادامه مطلب...
  
شکوه دانایی (شهادت امام محمدباقر علیه السلام) مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط khani   
یکشنبه, 05 شهریور 1396 ساعت 12:28

alt


از تبار پاکان

پدر و مادر امام محمدباقر علیه السلام ، هر دو از درخت پاک و پربرکت نبوی بودند و آن حضرت، نخستین مولود خاندان علویان بود که از التقای دو بحر امامت، یعنی امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام به دنیا آمد. پدر بزرگوارش امام سجاد علیه السلام و مادر ارجمندش فاطمه دختر امام حسن مجتبی علیه السلام بود.

مادر آن حضرت در پاکی و صداقت چنان نمونه بود که او را «صدیقه» لقب داده بودند. وی نخستین علویّه ای است که فرزندی علوی به دنیا آورد. مشهورترین کنیه آن بانوی والا مقام، ام عبداللّه است. امام باقر علیه السلام مادر خویش را چنین توصیف می فرمود: «روزی مادرم کناردیواری نشسته بود. ناگهان دیوار لرزید و نزدیک بود بریزد. او دست بر دیوار نهاد و گفت: به حق مصطفی صلی الله علیه و آله سوگند، اجازه فرو ریختن نداری. دیوار بر جای ماند تا مادرم از آن جا دور شد. سپس دیوار فرو ریخت. پدرم امام سجاد علیه السلام پس از این واقعه یک صد دینار صدقه داد».


شبیه پیغمبر

گاهی پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله به صورت مطلق، جانشینان پس از خود را دوازده نفر از قریش معرفی می فرمود و گاه در احادیثی هم چون حدیث جابربن عبداللّه انصاری، به اسامی یکایک آنان اشاره می کرد. البته در کنار این روایات، ایشان ویژگی های تک تک امامان را بیان کرده و برای مثال راجع به امام باقر علیه السلام فرموده بودند: «چون روزگار حسین علیه السلام سپری شود، فرزندش علی بن الحسین علیه السلام امامت را بر عهده گیرد و امام و حجت شود و خداوند از او فرزندی به دنیا خواهد آورد که هم نام من و شبیه ترین مردم به من خواهد بود. علمش، علم من و حکمش حکم من است. او پس از پدر خویش، امام و حجت است».

ادامه مطلب...
  
جاذبه و دافعه علوی مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط khani   
پنجشنبه, 02 شهریور 1396 ساعت 11:27

alt

 

شخصیت افراد از نظر تأثیر بر روح ها و جان ها یکسان نیست و به هر نسبت که شخصیت حقیرتر باشد، کمتر خاطرها را به خود مشغول می دارد و در دل ها هیجان و موج ایجاد می کند و هر چه عظیم تر و پرنیروتر باشد، خاطره انگیزتر و اثرگذارتر است. در این میان، جان فشانی ها، مجاهدت ها، ژرفای اندیشه و در یک کلام، عظمت روحی امیرالمؤمنین علیه السلام آن قدر برجسته، عمیق و در سیر تحولات تاریخی تأثیر گذار بوده است که بی شک می توان تاریخ هستی را به دوران قبل از امام علی علیه السلام و دوران بعد از آن حضرت، تقسیم کرد. این تقسیم بندی نه از جهت بروز یک واقعه تاریخی صرف، بلکه به دلیل تاثیر آن حضرت بر تغییر مسیر حرکت تاریخ، قابل ملاحظه است.

بی تردید یکی از ویژگی های شخصیتی بارز امیرالمؤمنین علیه السلام جاذبه و دافعه بی نظیر آن حضرت بوده است که با تقسیم افراد به دو گروه موافق و مخالف خود، هنوز و پس از گذشت قرن ها از حیات دنیایی آن حضرت، سیر حرکت های اجتماعی و تاریخی در دنیای اسلام، توسط این دو جریان پی گرفته می شود. شکی نیست که آن حضرت به تبعات برخورد با مخالفان، آگاه بود و به تعبیر مدرن آن، می توانست با برخورداری از یک روحیه پلورالیستی، با آنها مدارا کند؛ اما آن حضرت نه تنها لحظه ای به پذیرش چنین تفکری تن نداد، بلکه با اندیشه ای قوی، در برابر دو جریان موافق و مخالف حق، ظاهر شد؛ به طوری که این رفتار به معیاری برای گروه بندی جریان های اجتماعی و سیاسی تبدیل شد.

جاذبه و دافعه، قانون عمومی حاکم برسرتاسر نظام آفرینش است. جاذبه تنها، به سازش و عمل منافقانه منتهی می شود و دافعه تنها نیز دشمن ساز است؛ پس جاذبه و دافعه، هر دو در عمل انسانی باید وجود داشته باشند.

در تمام قرون و اعصار، جاذبه و دافعه ای به نیرومندی جاذبه و دافعه علی علیه السلام وجود پیدا نکرده است. دوستان آن حضرت، از عشق او، همچون شعله هایی از خرمنی آتشین، سوزان و پرفروغند و جان دادن در راه او را آرمان و افتخار می شمارند و در راه دوستی او، همه چیز را فراموش کرده اند. بسیاری از آنها در دوران معاویه، به جرم دوستی با آن حضرت، زیر سخت ترین شکنجه ها قرار گرفتند؛ اما در راه دوستی و عشق امام علی علیه السلام، قدمی عقب نشینی نکردند و تا پای جان ایستادند.

ابن سکیت یکی از دانشمندان شیعه و معلم فرزندان متوکل بود. متوکل از او پرسید: این دو کودک را بیشتر دوست داری یا حسن و حسین را؟ پاسخ داد به خدا قسم! قنبر، غلام علی علیه السلام از این دو کودک برتر بود. متوکل دستور داد زبانش را از پشت گردنش درآوردند.

امام علی علیه السلام، مردی دشمن ساز و ناراضی ساز بود و این، یکی از افتخارات و ویزگی های بزرگ اوست؛ زیرا هر انسان هدفدار، مبارز و انقلابی که در پی عملی ساختن هدف های مقدس خویش است، دشمن ساز است. بنابراین، دشمنان حضرت علی علیه السلام چه در زمان خود آن حضرت و چه بعد از آن زمان، اگر از دوستانش بیشتر نبوده اند، کمتر هم نبوده اند.

امام علی علیه السلام، در راه خدا از کسی ملاحظه نداشت و اگر به کسی توجه می ورزید و از کسی ملاحظه می کرد، به خاطر خدا بود. قهراً این حالت دشمن ساز است و روح های پرطمع و پر آرزو را رنجیده می کند و به درد می آورد.

بنابراین، هیچ کس به اندازه او دشمنان سرسخت نداشته است. جنگ های بسیاری میان مخالفان و موافقان او در گرفته است. سالیان دراز بر بالای منابر مسلمانان و در خطبه های نماز او را سب و لعن می کردند و سادات علوی بسیاری را تنها به جرم این که فرزند او بودند، از میان برمی داشتند.

جاذبه و دافعه نیرومند آن حضرت، تأثیری مثبت یا منفی بر دوستان و دشمنان او می گذاشت و به تعبیر شهید مطهری، «علی علیه السلام دو نیرویی بوده است و هرکس که بخواهد در مکتب او پرورش یابد، باید دو نیرویی باشد».

راز جاذبه بالای امام علی علیه السلام، اتصال او به ملکوت و جادوانگی است. او از آن نظر محبوب است که پیوندی الهی دارد. آدمی به طور ناخودآگاه در اعماق خویش، با حق، پیوستگی دارد و چون علی علیه السلام را آیت بزرگ حق و مظهر صفات حق می یابد، به او عشق می ورزد. در حقیقت، پشتوانه عشق به ساحت حضرت علی علیه السلام، پیوند جان ها با حضرت حق است که برای همیشه در فطرت ها نهاده شده و چون فطرت ها جاودانی است، مهر امیرالمؤمنین علیه السلام نیز جاودان است. نقطه های روشن در وجود امام علی علیه السلام بسیار است؛ اما آن چه برای همیشه او را درخشنده و تابان قرار داده است، ایمان و اخلاص اوست و این ایمان و اخلاص، به وی جذبه الهی داده است.

جاذبه و دافعه آن حضرت به قدری قوی بود که خود آن حضرت می فرمود: اگر با این شمشیرم بینی مومن را بزنم که با من دشمن شود، هرگز دشمنی نخواهد کرد و اگر همه دنیا را بر سر منافق بریزم که مرا دوست بدارد، هرگز مرا دوست نخواهد داشت.

غلامی در دوره امیرالمؤمنین علیه السلام سرقت کرد و آن حضرت به عنوان حد سرقت، دست او را قطع کرد. در میان راه یکی از دشمنان حضرت علی علیه السلام به طعنه از او پرسید: دست راستت را چه کسی بریده؟ آن غلام در پاسخ گفت: «دست راست مرا کسی برید که پیشوای پرهیزگاران و میراننده دشمنان و کلید بخشش و احسان و سخاوت و چراغ هدایتِ تاریکی هاست...». وقتی این خبر به امیرالمؤمنین علیه السلام رسید، فرمود: «برای ما محبین و دوستانی است که اگر یکی از ایشان را قطعه قطعه کنیم، دوستی اش نسبت به ما زیاد می شود و برای ما دشمنانی است که اگر دهان و حلقومشان را پر از عسل کنیم، بغض و کینه آنها نسبت به ما افزایش می یابد و کسی که محبِّ ما اهل بیت باشد، روز قیامت، مورد شفاعت ما قرار می گیرد.

 

در شناخت جاذبه و دافعه آن حضرت توجه به نکات زیر نیز مفید است:

  1. ۱. ملاک جاذبه و دافعه آن حضرت، پای بندی به قوانین الهی و احکام دینی، پرهیز از افراط و تفریط و رعایت اعتدال و میانه روی بود. هیچ کس جز به خاطر ترک حقوق الهی و تجاوز به حقوق مردم، مورد خشم و غضب حضرت علی علیه السلام قرار نگرفت.
  2.  
  3. 2. جاذبه و دافعه آن حضرت، جزئی از نظام فکری و نتیجه باورهای دینی بود. این دافعه، نه یک هدف، بلکه وسیله ای برای تحقق اهداف انسانی و نتیجه ای از باورهای الهی اوست. بنابراین، این دافعه، باعث نمی شد که مخالفان بتوانند فضایل والای او را انکار کنند؛ چنان که خلیفه دوم گفته است: «زنان، دیگر شخصیتی مانند علی نزایند».
  4.  
  5. ۲. آن حضرت مراقب بود که با مشاهده کوچک ترین نقطه ضعف، افراد را از خود نراند و گرچه در مواجهه با رفتارهای اشتباه، بی ملاحظه با خطاکار رفتار می کرد؛ اما راهی برای بازگشت او نیز باقی می گذاشت و به تعبیر خود آن حضرت، «کسی که نزدیکانش او را از خود برانند، دشمنانش گرد او را خواهند گرفت».
  6.  
  7. ۳. امیرالمؤمنین علیه السلام با مخالفان خود، منصفانه رفتار می کرد و دافعه آن حضرت باعث رفتاری خارج از قوانین الهی با آنها نمی شد و تا زمانی که آنها وارد تقابل علنی با حکومت نمی شدند، آنها را به زندان نمی انداخت و شلاق نمی زد و حتی سهمیه آنان را از بیت المال، قطع نمی کرد و به آنها همچون سایر افراد می نگریست.

 

 

منبع: مجله پرسمان

آخرین بروز رسانی در پنجشنبه, 16 شهریور 1396 ساعت 12:18
  
راز سکوت علی مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط khani   
پنجشنبه, 02 شهریور 1396 ساعت 11:26

 

 

استخوان در گلو و خار در چشم

سران قریش و نزدیکان پیامبرخدا صلی الله علیه و آله که در روز نخست، در خانه او گرد آمدند و سخنان او را شنیدند و انکار کردند و در کنار انکارشان، چیزی را هم مایه تمسخر او قرار دادند، چگونه حالا انکار و تمسخر خویش را فراموش کرده اند؟

آنها انگار نشنیدند که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله چه گفت!

وقتی بیرون آمدند، گفتند: محمد می گوید که پیامبر خداست و پسر عمویش را هم خلیفه و جانشین خود کرده است! آنها ابوطالب را در میان گرفتند و گفتند: از این پس، باید از سخنان فرزندت، پیروی کنی!

قریشی ها صدای کامل مرد عربی قریشی هاشمی را نشنیدند؛ اما شنیدند که خلیفه، یک نوجوان است!

آنان، آن روز خندیدند؛ اما بعدها دیدند که این پسر عموی رسول خدا صلی الله علیه و آله، چه شمشیری می زند برای دین خدا!

آخرین بروز رسانی در پنجشنبه, 16 شهریور 1396 ساعت 11:34
ادامه مطلب...
  
امام علی(علیه السّلام) در سفر هجرت مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط khani   
دوشنبه, 16 مرداد 1396 ساعت 12:57

alt

 

به سوی مدینه

در حادثه هجرت، در مدت سه شبانه روزی که حضرت رسول صلی الله علیه و آله وسلم در غار «ثور» استقرار یافته و از چشم دشمنان مخفی شده بود، حضرت علی علیه السلام به همراه هند بن ابی هاله (پسر حضرت خدیجه علیهاالسلام ) دور از چشم مشرکان مکه، به پیامبراکرم صلی الله علیه و آله وسلم آذوقه و لوازم ضروری می رساند. در یکی از شب ها که علی و هند به محضر آن بزرگوار شرفیاب شده بودند، پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به علی علیه السلام سفارش کرد که: امانت های مردم را در ملأ عام و آشکارا به صاحبانشان برگرداند.1 آنگاه در مورد هجرت دخترش فاطمه علیهاالسلام به امیرمؤمنان علیه السلام چنین فرمود:

«من دخترم فاطمه را به تو سپردم و هردوی شما را نیز به خدا می سپارم و از خداوند تبارک و تعالی می خواهم که نگهبان و حافظ شما باشد.»

آخرین بروز رسانی در سه شنبه, 17 مرداد 1396 ساعت 10:59
ادامه مطلب...
  
امام رضا به روایت اهل سنت مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط khani   
پنجشنبه, 05 مرداد 1396 ساعت 12:24

alt

 

امام رضا (علیه السّلام) در کلام اهل سنت

1. حسن بن هانی معروف به ابونواس (196ق)

روزی بعضی از اصحاب ابونواس به وی گفتند: فردی وقیح تر از تو را ندیده ام. تو درباره هر چیزی حتی شراب شعر سروده ای؛ در حالی که در زمان تو علی بن موسی الرضا هست و تو درباره او هیچ نه سروده ای؟!

ابونواس در پاسخ گفت: به خدا قسم، شعر نگفتن من به علت بزرگواری ایشان است؛ چرا که من در آن حدّ نیستم که درباره چنین شخصیتی شعر بسرایم. با این حال بعد از لحظاتی درباره امام (علیه السّلام) چنین سرود:

آخرین بروز رسانی در چهارشنبه, 11 مرداد 1396 ساعت 09:57
ادامه مطلب...
  
ستاره های ماه شعبان مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط khani   
جمعه, 09 تیر 1396 ساعت 13:32

alt

 

با ولادت تو...

سوم شعبان میلاد امام حسین علیه السلام

از تو ما را حدیثی در سینه هست و غمی جانکاه بر دل، که شوق انگیزترین حوادث، غرور آفرین ترین وقایع، شادی آورترین اتفاقات، شیرین ترین گفتارها و نغزترین رفتارها توان این که خنده ای بر لبان ما بنشاند در خود نمی بیند. مگر نه با ولادت تو، متولد شد، رشادت رشد کرد، شهامت رنگ گرفت، ایثار معنا؛ شهادت، قداست؛ و خون، آبرو گرفت؟ مگر نه با ولادت تو، زلال ترین تقوا از چشمه سار وجود جوشید؟ مگر نه با ولادت تو « موج»، موجودیت یافت؟ مگر نه این که « نسیم» با تولد تو متولد شد و مگر نه « صاعقه» اولین نگاه تو در گهواره بود و مگر نه « عشق» در کلاس تو، درس می خواند و مگر نه « ایثار» به تو مقروض شد و مگرنه « آفرینش» از روح تو جان گرفت؟

آخرین بروز رسانی در شنبه, 10 تیر 1396 ساعت 11:04
ادامه مطلب...
  
پیامبر و مرجعیّت علمی امیرمؤمنان مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط khani   
چهارشنبه, 17 خرداد 1396 ساعت 12:56

alt

 
 

طلیعه

از روزی که پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله وسلم در مکه مکرّمه به رسالت مبعوث گردید؛ در مناسبتهای گوناگون به تثبیت موقعیت دینی، اجتماعی و سیاسی امیرمؤمنان علیه السلام پرداخت. بدین جهت هر روز به شکلی، وی را مطرح ساخته، تا مسلمانان بیش از پیش با این چهره مقدس آشنا شوند.

با مرور تاریخ، موارد زیادی از این افتخارات را مشاهده خواهیم کرد؛ از جمله مسأله بستن در خانه های یاران رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم و باز گذاردن در خانه علی علیه السلام است که توسط رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم صورت گرفت.

این ماجرا، که به شدت خشم یاران را بر انگیخت و می رفت که بر اثر نادانی و جهالت برخی و غرض ورزی برخی دیگر، عده ای در برابر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم موضع بگیرند، با سیاست حکیمانه و مقتدرانه آن حضرت فرونشانده شد.

از آنجا که مسأله «سدّالأبواب» یکی از مسائل سیاسی بسیار مهمّ زمان حضرت رسول صلی الله علیه و آله وسلم در مدینه است و با احتمال اینکه این جریان پنج روز قبل از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم اتفاق افتاده و از این جهت حائز اهمیت است، بر آن شدیم تا این جریان را از نظر تاریخی به دقت بررسی نموده و اهداف آن حضرت را از این کار بررسی کنیم.

 

نگاهی به ماجرای سدّالأبواب

تاریخ نگاران آورده اند: در روزهایی که مسلمانان به مدینه هجرت می کردند، عده ای از آنها در اطراف «مسجد النبی» خانه هایی ساختند و دری از آن خانه ها به سوی مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم باز کردند. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم پس از مشاهده چنین وضعیتی از معاذ بن جبل خواست تا پیام آن حضرت را مبنی بر بستن در خانه هایی که به سوی مسجد باز شده به اصحابش برساند.1

به نقل دیگری، پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم علی علیه السلام را فرستاد2 و در نقل سومی، حضرت، خود، شخصاً به در خانه ها رفته و آنها را بست، جز در خانه علی علیه السلام که آن را باز گذارد.3

ابن شهرآشوب از خلط و تداخل روایات در این ماجرا خبر می دهد؛ چرا که بدون شک در اینجا دو جریان وجود داشته است:

1. جریان بستن در خانه های باز شده به سوی مسجد.

2. جریان خوابیدن عده ای در مسجد.

آخرین بروز رسانی در یکشنبه, 21 خرداد 1396 ساعت 08:59
ادامه مطلب...
  
شخصیّت علمی امام حسن مجتبی(علیه السلام) مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط khani   
چهارشنبه, 17 خرداد 1396 ساعت 12:14

alt

 

دامنه شخصیّت بی مانند سبط اکبر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم امام حسن مجتبی علیه السلام آنقدر وسیع و گسترده است که آثار و نشانه های آن در تمام کتاب های حدیث، تراجم، سیره، تاریخ و مناقب فراوان به چشم می خورد.

تواضع، فروتنی، خداترسی، روابط حسنه، احترام متقابل و کمک به بینوایان از ابعاد برجسته زندگی آن سرور جوانان بهشتی است. آن بزرگوار بازویی علمی، قضایی و نیرویی بسیار کارآمد برای حکومت علوی و شخص امیرمؤمنان علیه السلام بوده است.

امام از جمله کسانی بود که از آغاز تا پایان به دفاع از حریم رهبری پرداخته و در جنگ های جمل، صفّین و نهروان فعالانه شرکت جسته، بلکه در بسیج نیروها از کوفه برای مقابله با فتنه طلحه و زبیر، گام های بسیار مثبت و مؤثری برداشته است.

زندگی پر رنج و محنت امام، پر از این مسائل است که فقط به یک بُعد آن، که جایگاه علمی امام مجتبی علیه السلام باشد، اشاره می کنیم.

 

الف) امام در نگاه پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم

امام حسن مجتبی علیه السلام کودک بود که پیامبر بزرگوار اسلام از او به عظمت و بزرگی یاد می کرد. به یقین این برخوردهای محبت آمیز که هیچ گاه در زمان خاص و یا در محدوده خاصّی ابراز نمی شد، نشان دهنده این بود که آن حضرت می خواست نقاب از چهره امام حسن علیه السلام کنار زده و شخصیّت والای او را بیش از پیش، به مسلمانان معرفی کند.

ادامه مطلب...
 
<< شروع < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی > انتها >>

صفحه 1 از 23