اعتقادات

فرار به سوی دوست! (درسهایی از صحیفه سجادیه) مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط khani   
چهارشنبه, 14 تیر 1396 ساعت 12:33

alt

 

« وجعل فراری الیک...؛ فرارم را به سمت و سوی خودت قرار بده»1

همه انسان ها به اقتضای خود دوستی و شیفتگی برای جلب منفعت، از خطرات و مهلکه ها می گریزند و به محض احساس خطر، راه فرار را در پیش می گیرند. در این میان برخی فرارها از لذت خاصی برخوردارند و در آموزه های دینی نیز به آن سفارش شده است. این نوع فرار، در واقع نوعی فرار معنوی از رذائل و آلودگی هاست. لذا سه نوع تقوا بیان شده است:

 

یک) تقوای پرهیز

تقوای پرهیز؛ یعنی انسان بتواند در محیط گناه خود را حفظ کندو آلوده نشود، همانند موسای پیامبر که در کاخ فرعون ماند، ولی آلوده نگردید و کلیم الله شد. در زندگی امروز نیز این نوع تقوا نمودهای بسیاری است و بسترهای گناه در فضاهای مجازی و حقیقی آنچنان گسترده شده است که همت بلند و تقوای پرهیز مقتدری را برای پاک ماندن می طلبد.

ادامه مطلب...
  
رمضان و شیطان مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط khani   
جمعه, 19 خرداد 1396 ساعت 10:08

alt

 

• پرسش 1. گفته میشود که در ماه رمضان، شیطان به زنجیر کشیده می شود، پس دلیل گناهان ما در این ماه چیست؟ اصولاً چرا خداوند به شیطان مهلت داده ما را به گناه بکشاند تا مجبور باشیم با این همه سختی، خود را از شرّ او رهایی بخشیم؟

این سؤال پرسشی بنیادین است که برای هر اندیشمند مسلمان رخ می نماید و پاسخ به آن در گرو کاویدن جنبه های مختلف آن است. در این پرسش سه طرف – خداوند، انسان و شیطان – قرار دارد که به طور مختصر به بررسی آنها میپردازیم:

1. هدف خداوند از آفرینش انسان، رساندن او به کمال است.

2. تبلور کمال انسان، در شناخت خداوند است و معرفت، در گرو عبادت او است. خداوند خود می-فرماید: « و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون؛ 1 جن و انس را تنها برای عبادت خود آفریدم» زیرا با عبادت و شناخت او، کمال انسان تحقق می یابد.

آخرین بروز رسانی در شنبه, 20 خرداد 1396 ساعت 10:32
ادامه مطلب...
  
فرازهایی از خطبه شعبانیه مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط khani   
جمعه, 05 خرداد 1396 ساعت 10:01

alt

 

هنگامی که روز آخر شعبان رسید، پیامبراعظم صلی الله علیه و آله بر فراز منبر رفت و به مناسبت حلول ماه رمضان خطبه ای ایراد فرمود که در کتاب های ادعیه به «خطبه شعبانیه» معروف است. آن حضرت در این خطبه، مطالب عالی شامل اندرزها و دستورهای اخلاقی را بیان کرد که رعایت آنها بر هر فرد مسلمانی واجب است. در اینجا فرازهایی از این خطبه را می آوریم:

 

الف) اهمیت و فضیلت ماه رمضان

اَیُّها النّاسُ قَدْ اَقْبَلَ اِلَیکُم شَهرُ اللّهِ بالبَرَکَةِ والرَّحْمَةِ و الْمَغْفِرة... .

ای مردم! ماه رمضان که ماه با برکت و رحمت و آمرزش خداست، به شما روی آورده است. این ماه ماهی است که:

ـ نزد پروردگار، بهترین ماه ها و روزهایش، بهترین روزها و شب هایش، بهترین شب ها و ساعت هایش، بهترین ساعت ها است.

ـ ماهی است که پروردگار، شما را در آن به مهمانی خویش فرا خوانده است.

آخرین بروز رسانی در پنجشنبه, 11 خرداد 1396 ساعت 10:47
ادامه مطلب...
  
درجه های روزه و دسته بندی روزه داران مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط khani   
پنجشنبه, 28 اردیبهشت 1396 ساعت 10:37

alt

روزه سه درجه دارد

 

الف) روزه عوام: ترک خوردن و آشامیدن و دیگر محرّمات روزه است که در فقه مشخص شده است. این گونه روزه، جز رهایی از عذاب، فایده دیگر ندارد.

 

ب) روزه خواص: این روزه افزون بر مرتبه یادشده، بازداشتن چشم و گوش و زبان و دست و پا و دیگر جوارح از گناهان است و بر این روزه، ثواب هایی که صاحب شرع به آن وعده داده است، مترتب می گردد.

آخرین بروز رسانی در یکشنبه, 31 اردیبهشت 1396 ساعت 12:37
ادامه مطلب...
  
روزه در ادیان مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط khani   
پنجشنبه, 28 اردیبهشت 1396 ساعت 10:28

alt

الف) ادیان الهی

خداوند در قرآن کریم می فرماید که روزه بر امت های پیش از اسلام نیز واجب شده بود.

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیامُ کَما کُتِبَ عَلَی الَّذینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ». (بقره: 183)

از تفسیر این آیه چنین به دست می آید که حکم وجوب روزه، برای تمام پیروان ادیان الهی که پیش از مسلمانان زندگی می کردند وجود داشته است، البته از این آیه نمی توان دریافت که روزه آنان شبیه روزه مسلمانان بوده است، بلکه تنها اصل روزه و خودداری را در میان آنان ثابت می کند.

آخرین بروز رسانی در یکشنبه, 31 اردیبهشت 1396 ساعت 12:46
ادامه مطلب...
  
علی (علیه السلام) در کلام اندیشمندان اهل سنت مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط khani   
یکشنبه, 20 فروردین 1396 ساعت 10:39

alt

 

صاحب فضیلت ها

شیخ سلیمان قندوزی، از دانشمندان بزرگ حنفی درمورد امیرمؤمنان علی علیه السلام می گوید: «علی بن ابی طالب علیه السلام ، امام مبین، دریای گنجینه ها، شمشیر برنده، نور درخشنده، رهبر نیکان، کشنده کافران، قسیم بهشت و جهنم، امام ابرار، صاحب فضیلت ها و کسی است که رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره او فرمود: یاد و ذکر علی، عبادت است».

 

قطب دایره مردانگی

خطیب خوارزمی، ادیب و تاریخ نگار مشهور اهل تسنن درمقدمه کتاب المناقب که در مورد فضلیت های امیرمؤمنان علی علیه السلام است، می نویسد: «امیرمؤمنان، قطب دایره مردانگی، دارای میراث علم نبوت، آگاه تر از همه صحابه در قضاوت، قلعه استوار و خلیفه امین است.

جویباران فضایل در دنیا، از دریای فضیلت اوست. گلزارهای توحید و عدل هم در باغستان سخنان و نوشته های اوست.

آری، او قطب دایره هدایت، چراغ تاریکی های ضلالت و حقیقت عقل ها و حکمت هاست. آیا چون بوتراب، جوان مردی هست؟ آیا چون او پیشوای پاک سرشتی روی زمین وجود دارد؟»

ادامه مطلب...
  
مصاحبه با مهناز رئوفی یک‌ نجات‌ یافته‌ از چنگال بهائیت مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط khani   
یکشنبه, 08 اسفند 1395 ساعت 13:11

alt

 

خانم‌ مهناز رئوفی، در محیط‌ بهائی رشد یافت، اما فسادها و تناقض هایی‌ که‌ در کار هم کیشان‌ خود (به ویژه‌ سران‌ محفل‌ بهائیت) دید،‌وی را به شدت‌ از این‌ مسلک‌ بیزار کرد‌ و این‌ امر، همراه‌ با مطالعه‌ مستقیم‌ درباره‌ اسلام، باعث‌ تشرف‌ او‌ به‌ اسلام‌ و تشیع‌ گردید.

به گزارش "خدمت"؛ خاطرات‌ خانم‌ رئوفی‌ که‌ اخیراً‌ تحت‌ عنوان‌ «سایه‌ شوم؛ خاطرات‌ یک‌ نجات‌ یافته‌ از بهائیت» توسط‌ انتشارات‌ کیهان‌ نشر یافته، حاوی‌ نکات‌ بسیار جالبی‌ در افشای‌ مواضع‌ ضد اسلامی‌ و ضد انقلابی‌ تشکیلات‌ بهائیت‌ است.

با هم‌ بخشهایی‌ از آن‌ را می‌خوانیم:

بهائیان‌ دو دسته‌اند‌

 


فساد اخلاقی‌ در بهائیت‌ :

در بهائیت‌ هر گونه‌ تعصبی‌ ممنوع‌ است‌ و این‌ ریشه‌ در سیاست‌ استعمار دارد که‌ با ترویج‌ این‌ اعتقاد، تعصب‌ ملی، تعصب‌ دینی، تعصب‌ وطنی‌ و هر عرق‌ و علاقه‌ و غیرتی‌ را از انسان‌ می‌گیرد تا به‌ راحتی‌ بتواند بهره‌کشی‌ کند... خیلی‌ از خانمها[ی‌ بهائی]... لباسهای‌ نازکی‌ می‌پوشیدند و منظره‌ بسیار کریه‌ و زشتی‌ به‌ وجود می‌آوردند و روسای‌ تشکیلات‌ چیزی‌ به‌ آنها نمی‌گفتند و آزادی‌ مطلق‌ داده‌ بودند. دیگر کسی‌ حق‌ اعتراض‌ نداشت.‌ ‌

آخرین بروز رسانی در یکشنبه, 08 اسفند 1395 ساعت 13:26
ادامه مطلب...
  
آیا توکل با اعتماد به نفس منافات دارد؟ مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط khani   
چهارشنبه, 20 بهمن 1395 ساعت 12:54

 


پرسش


در علوم تربیتى و روانشناسى تکیه بر اعتماد به نفس می‌شود، و در معارف اسلامى و اخلاقى و عرفانى، مسئله توکل بر خدا مطرح است، آیا این دو منافاتى با هم ندارند؟


پاسخ اجمالی


شناخت منافات یا عدم منافات اعتماد به نفس با توکل، بسته به دریافت مفاهیم این دو واژه است. مفهوم اعتماد به نفس، دو گونه تفسیر شده:


1. شناختِ توانمندی‌ها، ظرفیّت‌ها و تکیه بر داشته‌ها، جهت رسیدن به خواسته‌ها و نیل و هویّت واقعى. این برداشت، هیچ تباینى با فرهنگِ توکّل ندارد. از امتیازات این تعبیر، تناسبش با دو تعبیر کلیدى و اصیل دینى «معرفت نفس» و «شناختِ نعمت‌ها و استفاده از آنهاست».


2. اعتماد به نفس خود! به گونه‌اى که آن‌چنان به داشته‌ها و دانسته‌هایش تکیه کند که خود، خواسته و خواهش‌هایش را منشأ همه خوبی‌ها و موفقیّت‌ها بداند.
این برداشت، نه تنها همسوى با معارف دینى نیست، بلکه سَرابى است در خیال! و این اعتماد به نفسِ «مذموم»، چیزى جز، «نفس‌مدارى» و «به خود مطمئن بودن، نیست». حضرت على(علیه السّلام) درباره این اعتماد به نفس فرمودند: «هر که اعتماد کند بر نفس خود خیانت کند آن او را».

آخرین بروز رسانی در پنجشنبه, 21 بهمن 1395 ساعت 13:08
ادامه مطلب...
  
عوامل توکل برخدا کدامند؟ مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط khani   
چهارشنبه, 13 بهمن 1395 ساعت 12:53

alt


پرسش


چه چیزهایی باعث توکل نکردن می شود؟ و چگونه می توان توکل کرد؟

 



پاسخ اجمالی

یکی از مفاهیم عام در اخلاق اسلامی که ناظر به صفتی نفسانی و بیانگر رابطه ای خاص میان انسان و خداوند است ، مفهوم « توکل » است . توکل ، منزلی از منازل سالکین الی الله و مقامی از مقامات موحدین است و از بالاترین درجات اهل یقین است .    [1] [2]

 
توکل، عبارت است از اعتماد و اطمینان قلبی بنده در جمیع امور خود به خدا ، و حواله کردن همه کارهای خود را به او و تکیه بر حول و قوه الهی نمودن. [3]

آخرین بروز رسانی در پنجشنبه, 14 بهمن 1395 ساعت 15:33
ادامه مطلب...
  
مقام تفویض، تسلیم، توکل و رضا را توضیح دهید. مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط khani   
دوشنبه, 20 دی 1395 ساعت 12:46

alt


پاسخ اجمالی


«تفویض» در لغت به معنای رد و واگذاری یک امر به دیگری و حاکم قرار دادن وی در آن امر است.[1]


در اصطلاح قرآنی، تفویض به معنای برگرداندن و واگذارى کارها به خداوند متعال است. در نتیجه تفویض با توکل و تسلیم معناى نزدیک به هم دارند. آنچه سبب تفاوت است، اعتبارهای مختلف است؛ یعنی به این اعتبار که بنده آنچه را که به ظاهر، منسوب به خودش بوده، به خدا بر‏گرداند و خود را از همۀ امور برکنار بداند و هیچ کارى را به خود بر نگرداند. چنین حالتی را تفویض مى‌‏گویند. اما توکل نامیدن این واگذاری به این اعتبار است که بنده پروردگار متعال را به عنوان وکیل خود مى‌‏گیرد تا هر تصرفى که خواست، در کارهای او انجام دهد. نامیدن این مقام به تسلیم هم به این اعتبار است که بنده خاضع و تسلیم محض در برابر هر اراده‌‏اى است که خداى سبحان در باره‌‏اش بکند، و هر کارى را که از او بخواهد اطاعت مى‏‌کند. پس تفویض، توکل و تسلیم مقامات سه‌‏گانه‌‏اى از مراحل عبودیت هستند.
در سلسله مراتب، توکل از همه پایین‌‏تر و سطحى‏‌تر است و از آن دقیق‌تر و بالاتر تفویض و دقیق‏‌تر و مهم‌‏تر از آن تسلیم است.[2]


در نگاه خواجه طوس، تفویض یکی از مقامات سلوکی است که سالک در سیر الی الله آن‌را طی می‌کند؛ بدین صورت که چون در ابتدا به انسان وجود داده‌‏اند، سپس آگاهى، سپس قدرت، و بعد اراده،[3] برای سلوک الی الله و عود به فطرت اوّلى، مى‏‌بایست که این صفات در او، به عکس ترتیب مذکور، منتفى شود. پس اول باید اراده او در اراده الهی مضمحل شود به گونه‌ای که هیچ چیزی از خود اراده نکند و هر چه پیش آید مطلوب او باشد. این درجه رضا نامیده می‌شود و صاحب این درجه همیشه در بهشت رضوان خواهد بود. بعد از آن باید قدرتش در قدرت الهی منتفی شود تا قدرت خود را به هیچ عنوان مغایر قدرت او نداند. به این مرتبه توکل می‌گویند. سپس باید علمش در علم پروردگار مضمحل شود تا به خودى خود، هیچ نداند که این مرتبه را مقام تسلیم‏ نامیده‌اند.[4]


از دیدگاه مولی محمد مهدی نراقی، تسلیم همان تفویض است که به مقام رضا نزدیک است، بلکه فوق رضا و خشنودى است؛ چرا که تفویض عبارت است از ترک خواهش‌ها در امور زندگی و واگذاری همه آنها به خدا. پس آن بالاتر از رضا است؛ زیرا در مرتبه رضا، افعال خدا موافق طبع او است و او راضی به اموری است که برایش پیش آمده، پس طبع او لحاظ شده است، ولی در مرتبه تسلیم، طبع و موافقت و مخالفت آن به کلّى به خداى سبحان واگذار شده است، به همین دلیل بالاتر از مرتبه توکّل نیز هست؛ زیرا توکل، عبارت است از اعتماد در امور خویش به خدا، و آن به منزله وکیل نمودن خدا است در امور خود، و گوئى خدا را به مثابه وکیل خود قرار داده است، پس تعلّق او به امور خود باقى است، ولى در مرتبه تسلیم قطع کلّى علاقه از امور متعلّق به خویش است.[5]


در نگاه غزالی، توکل که تفویض و تسلیم از لواحق آن‌اند، دارای دو مرتبه است؛ یکی علمی که موجب توکل می‌شود که عبارت است از علم به این‌که خداوند متعال غیر محتاج به غیر است، ولی همه نیازمند او هستند. دیگری حالتی ناشی از این علم که عبارت است از اعتماد قلبی به خداوند متعال و سکون و عدم اضطراب قلب به خاطر تعلقش به او. اما تفویض و تسلیم با وجود این‌که از لواحق توکل‌اند، از آن بالاترند؛ چرا که غایت و هدف توکل، جلب نفع و دفع ضرر است، در حالی‌که حقیقت تفویض و تسلیم انقیاد و اذعان به امر و نهی الهی و ترک اختیار در آنچه خدا به آن حکم کرده است، می‌باشد.[6]
 


[1]. ر.ک. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج ‏7، ص 210، دار صادر، بیروت‏، چاپ سوم‏، بی‌تا.
[2]. ر.ک: طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏17 ص ۳۳۴، دفتر انتشارات اسلامى، قم، ۱۴۱۷ق.
[3]. چرا که در ابتدا مدتی موجود بود به صورت سلاله و نطفه و علقه و مضغه و عظام و لحم تا این‌که بعد از آن، زنده و خبردار شد. سپس مدتی زنده بود تا نیروی حرکت در او ظهور کرد و مدتی متحرک بود تا نیروی تشخیص مفید از مضر در او پدیدار شد و خواهان مفید و دوری کننده از مضر گشت.
[4] ر.ک: طوسی، خواجه نصیر الدین، آغاز و انجام (به ضمیمه تعلیقات)، ص 63و 64، وزارت ارشاد، تهران‏، چاپ چهارم، 1374ش‏.
[5]. ر.ک: مجتبوی، سید جلال الدین، علم اخلاق اسلامى(ترجمه جامع السعادات)، ج ‏3، ص 269، حکمت‏، تهران‏، چاپ چهارم، 1377ش‏.
[6]. ر.ک: ابو حامد الغزالى، مجموعة رسائل الامام الغزالى، ص 152، دارالفکر، بیروت، 1416ق.

 

 

منبع: سایت اسلام کوئست.نت

 
<< شروع < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی > انتها >>

صفحه 1 از 21