پیامک آسمانی

پیام هایی به مناسبت ولادت حضرت معصومه مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط khani   
چهارشنبه, 07 مرداد 1394 ساعت 09:26

 

میلاد حضرت معصومهalt

آن شب آسمان ستاره باران بود؛ کروبیان را غوغایی بود؛ شادی به رقص آمده بود. خدایا چه خبر است؟ این ولوله برای چیست و این شور و غوغا برای کیست؟ دیر زمانی بود که نوید مولود دختری به شیعیان داده شده بود. ملائک عرش را با گل هایی از بوستان بهشت آذین بستند. جشن و شادی در مدینه موج می زد، بوی خوش عطر فضا را معطر ساخته بود. آن شب خستگی از مدینه رفته بود. آری آن شب شب میلاد کریمه اهل بیت، حضرت معصومهalt بود.

 

نام و القاب حضرت معصومهalt

ماه ذیعقدة الحرام سال 173 ه..ق فرا رسید. در آن شبِ زیبای مهتابی نوزادی از تبار نور، دیده به جهان گشود. نجمه، زن با تقوا و پرهیزگار امام موسی بن جعفرalt، 25 سال بعد از تولد حضرت رضاalt باز دامن با سعادتش رانوزاد دیگری از تبار نور روشن کرد. حضرت رضاalt او را معصومه خطاب کرد.

معصومه رضا نهاد نامت می خواست نشان دهد مقامت

نام های دیگر حضرت معصومهalt که هر کدام آیینه رفتار، منش و شخصیت حضرت است، عبارتند از: حمیده، صدیقه، تقیّه و رضیّه و ...

 

حضرت معصومهalt و غم از دست دادن پدر

دوران کودکی اش با روزگار تلخ فراق پدر گذشت. او ناز دانه پدر بود، اما از حضور پدر محروم شده بود. دَه ساله بود که غبار غم یتیمی در چهره معصومش نشست و اندام کوچکش را جامه سیاه عزا پوشاند. غمی جاودان تار و پودش را مرتعش ساخت و شبنم اشک بر گلبرگ وجودش لانه کرد.

 

حضرت معصومهalt در فراق برادر

پس از رحلت پدر تنها حضرت امام رضاalt بود که مایه آرامش روح و جان او بود؛ چرا که برادر با نگاهش سرود امید می نواخت، آغوش گرمش تسلی دهنده قلب داغدار خواهر بود، دست محبتش رنج های خواهر را تسکین می داد و کلام او به دردهایش تسلّی می بخشید. افسوس که دل های عاشق بعد از چشیدن لذت وصال، زهر فراق می نوشند و کبوترانی که یک روز بال در بال یکدیگر به پرواز بودند، یکی پس از دیگری در کمند صیاد گرفتار می آیند.

 

سوز فراق

چند صباحی بود که مأمون حضرت رضاalt را به ایران دعوت کرده، و با اصرار ولایت عهدی حکومت را به ایشان محوّل کرده بود. حضرت رضاalt که از نقشه پلید مأمون آگاه بود، ناچار این امر را پذیرفتند. یک سال پس از فراق حضرت معصومهalt و امام رضاalt، حضرت معصومهalt دیگر یارای مقاومت در خود نمی دیدند. باید کاری می کرد. برادرانش، فضل، جعفر، هادی، قاسم و زید را به حضور طلبید و در خلوت، راز دل خویش را مطرح ساخت. اشتران را کجاوه بستند، توشه راه مهیا کردند و آماده سفر شدند. سفری به سوی ولایت دوست، سفری به کوی یار.

 

بانگ رحیل

خبر سفر او و دیگر بستگانش مردمان مدینه را آگاه ساخت. هر شیعه عاشقی با شنیدن این خبر بار سفر بست. کاروان چهارصد نفری که در رأس آنان کجاوه حضرت قرار داشت، توجه همگان را جلب می کرد. او یک چشم به بارگاه جدش رسول خداalt داشت، چشمی دیگر به سوی کاظمین و با پدر بزرگوارش وداع می کرد. شوق دیدار در دلش سایه انداخت و به سوی حضرت دوست گام برداشت.

 

عاشق پا در رکاب

حضرت معصومهalt به عشق دیدار برادر و ولی نعمت خود خطرهای سفر را به جان خرید. هر گامی که برمی داشت ضربان قلبش تندتر می شد. اشک شوق از گونه هایش سرازیر می شد. آتش عشق از درونش زبانه می کشید. از صحرای حجاز تا کویر ایران، سوار بر اُشترانِ سنگین گام، هفته ها و ماه ها راه پیمودن دشوار است، اما عطش دیدار برادر هر جاده صعب الصبوری را برای او هموار می ساخت.

روز و شب عاشقی بیابان گرد خواهری با وفاست معصومه

 

دیار دوست کجاست؟

بوی عِطر خوش کاروان آل نبوت، مشام جان هر ایرانی را نوازش می کرد و دل شدگان را به سوی خود می کشاند. تصویری زیبا و بس شگرف بود. به هر شهری که می رسیدند، حضرت معصومهalt می خواست بداند تا دیار دوست چند روز باقی است؟ گاه با بی اعتنایی مواجه می شد، اشک در چشمانش حلقه می زد و سکوتی غمبار وجودش را فرا می گرفت و قطرات اشک بر گونه زیبایش می غلتید.

 

عِطرِ نامهربانی

کاروان به شهر ساوه نزدیک شد. عِطر نا مهربانی و خشونت بام ها و کوچه های شهر را مکدّر ساخته بود. ناگهان مأموران مأمون و عده ای از دشمنان اهل بیتalt بی رحمانه به کاروان هجوم آوردند. عده ای زخمی، عده ای - شهید و عده ای متواری شدند. فاجعه کربلا بار دیگر به تصویر کشیده شد. فاطمه معصومه همچون عمه اش زینبalt، پاره پاره شدن پیکر پاک برادران و برادر زادگانش را دید و با دریایی از غم شهر ساوه را ترک کرد.

 

اُختُ الرّضا

خبر حمله چپاولگران به کاروان نوادگان خاندان عصمت و طهارتalt به گوش مردم قم رسید. آنان که از روزها قبل، ورود حضرت معصومهalt را انتظار می کشیدند، با شنیدن این خبر ناگوار، برای شهدا سوگواری کردند و تعدادی از سواران به همراه کجاوه ای برای نجات بانوی مکرّمه به سوی ساوه تاختند. در نیمه راه بانویی سرگردان و سوگوار دیدند. سواران جلو رفتند و از او پرسیدند: شما کیستید.

حضرت کمی تأمل کرد و فرمود: «من معصومه ام، خواهر امام رضاalt

 

در انتظار محبوب

زنان، مردان و کودکان شهر قم، بی صبرانه، برفراز بام ها، و بیرون از شهر، در انتظار ورود «صدیقه آل نبیalt» لحظه شمای می کردند. سرانجام در 23 ربیع الاول 201 ه..ق کجاوه حامل حضرت فاطمه معصومه alt

پدیدار شد. حضرت با استقبال گرم و پرشور و پرمهر اهالی قم، که در راس آنان موسی بن خزرج قرار داشت، مواجه شد. چه خوش گفت امام صادق alt که فرمودند.«خداوند قم را برای سایر شهرها حجت ساخت و اهل قم را برای اهل تمام مردم، از شرق و غرب، حجّت ساخت. قم و اهل آن در دین خود ضعیف نیستند، بلکه خداوند به آنها توفیق داده و آنها را تایید کرده است ».

 

بیت النّور

موسی بن خزرج زمام ناقه را از دوش انداخت و شتر را به آرامی بر زمین نشاند. چند تن از زنان مؤمن به کمک حضرت شتافتند و ایشان را از کجاوه پیاده کردند. حمله دژخیمان پلید به کاروان، داغ جانسوز برادران و برادر زادگانش، باز ماندن از دیدار برادر، غم دوری از وطن، همه و همه قامت رعنایش را خمیده کرده بود. نقاب از چهره برداشت؛ سیمایش پریده رنگ و نگاهش کم فروغ بود گویی چشمه اشک هایش خشکیده بود. آه عمیقی سر داد و دست بر زانوانش نهاد. مانند این بود که سال هاست بار سفر به دوش می کشد. به راستی بر او چه گذشته بود؟ مرگشان باد آنان که با کریمه اهل بیتalt نامهربانی کردند.

 

سکوت غمبار

در کوچه پس کوچه های شهر قم، سکوتی بی پایان سایه انداخته بود. دیگر از بازی کودکان خبری نبود، دیگر صدای کوبیدن شانه بردار قالی از کارگاه ها به گوش نمی رسید. مردمان با هم زمزمه می کردند و بر حمله کنندگان به کاروان حضرت معصومهalt نفرین می فرستادند. یکی جام شیر، دیگری تکه های نان، آن یکی غذای گرم؛ هر چه در توان داشتند در طبق اخلاص می نهادند و به خانه موسی بن خزرج می بردند، تا به دین وسیله از حضرت پرستاری کرده باشند.

 

انتظار وصال

شانزده روز از اقامت بانوی عصمت در شهر قم گذشت. هر بار به محراب عبادت جلوس می کرد و پیشانی بر خاک می نهاد، و از فراق برادر همچنان می گریست. در این چند روز بانوان با فضیلت قم به دیدار ایشان می آمدند و او را در سوگ عزیزان از دست رفته اش تسلیت می گفتند. صدماتی که بر قلب و جسم او وارد آمد او را از پای درآورد. قطرات اشک از گوشه چشمان فاطمه معصومه می غلتید و بر بستر فرو می افتاد. دیدگان اشکبارش را بر آستانه در دوخته بود و انتظار می کشید. آیا در این لحظه کسی به دیدن او خواهد آمد؟

 

هجرت نور

افسوس که هنوز باد صبا به جانمان طراوات نبخشیده بود که طوفان بلا آتشی در سرزمین مان انداخت. هفدهمین روز از اقامت اخت الرضا در قم یعنی دهم ربیع الثانی سال 201 هـ.ق روزی بود که باغ ِ گلِ سرخ را باد زمستانی ویران کرد. در خانه موسی بن خزرج، غم و اندوه برپا بود. صدای شیون و زرای از بیت النور همگان را به سوی خود می کشایند. قرائت قرآن، الحان موزون مؤذّنان، پرده های سیاه آویخته شده بر سر در کوچه و بازار خبر مصیبت جانگذاز بانوی مکرّمه اهل بیت، فاطمه معصومه را در سراسر قم پخش کرد.

 

حرم یار

موسی بن خزرج مهمان دار حضرت فاطمه معصومهalt در قم بود. اکنون که ایشان رخت بر بست، موسی بن خزرج یکی از املاک، خود را، که بابلان نام داشت، برای مدفن آن حضرت مهیّا کرد. در آن زمین متبرک سردابی حفر کردند و پیکر پاک حضرت را در آنجا دفن کردند.

 

روشنایی عشق

کسی که تاریک خانه عمرش فاقد روشنایی عشق به پیامبر و خاندانشalt باشد و مفهوم دوست داشتن و عشق ورزیدن در زندگی اش راه نیافته باشد، مُرده است. زیرا روحی که از عشق به ایشان وامانده باشد، در ظلمت فرو رفته است. فاطمه معصومه یکی از این خاندان است که با پا نهادن به قم، این شهر متبرک و مقدس شد. عشق به او عشق به رضاست، دیدن او دیدن رضاست و رضایت او رضایت رضاست.

 

کرامات

شبی در حرم مطهر دعای توسل برقرار بود. در وسط دعا برق قطع شد و مدتی حرم تاریک بود. احساس کردم مردم به نقطه خاصی در حرم مطهر خیره شده اند. من نیز به آن نقطه کشیده شدم. دختر هفده - هجده ساله ای که از ده سال قبل به دنبال بیماری حاد و مزمنی لال شده بود، برای طلب شفا به مشهد می رود امام رضا را در عالم رؤیا می بیند که می فرماید: «او را به قم ببرید» آنها به قم می آیند از عنایات حضرت معصومهalt زبان آن دختر گویا می شود و شفا می یابد.

 

 

منبع: مجله گلبرگ

آخرین بروز رسانی در شنبه, 24 مرداد 1394 ساعت 08:56
 

کامنت های خدا مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط khani   
شنبه, 03 مرداد 1394 ساعت 12:27

alt

 

*         فکرش رو بکن،خدا هم که علم و قدرتش بی نهایته،نمی شد حرفی بهتر از قرآن برای راهنمایی ما آدما بزنه.چه قدر قرآن خوب و دوست داشتنیه!

اللهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَديثِ.....(23سوره زمر)

 

*         چهاربار تو قرآن آمده:ما هر گونه مثلی را برای هدایت مردم زدیم.پس معلومه قرآن تو هدایت کردن نقصی نداره.

 وَ لَقَدْ ضَرَبْنا لِلنَّاسِ في‏ هذَا الْقُرْآنِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ لَعَلَّهُمْ يَتَذَکَّرُونَ(89 اسراء،54 کهف،8 روم و 27 زمر)

 

*         جامعه باید به معتاد به چشم یک بیمار نگاه کنه و با اون با احترام و محبت برخورد کند.خصوصا خانواده آن ها باید نهایت مهربانی را داشته باشند....نباید حرف از ناامیدی بزنند.

قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا...(53 زمر)

 

*         "به نظر من شیعه هر قدر هم گناه کار باشه،بازم برا همیشه تو جهنم نمی مونه!"این که همون تفکر یهودی هاست که قرآن کاملا باهاش مخالفه.

وَ قَالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ...(80 و 81 بقره)

 

*         قربون مهربونیت بشم!ما که چیزی از خودمون نداریم که با گرفتنش بخوای به ما ظلم کنی که 20 بار تو قرآن گفتی من به بندگانم ظلم نمی کنم.

....وَمَا رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ(46 فصلت)

 

*         یعنی کار ماها که خدا همه عالم رو برامون خلق کرده،ممکنه به جایی برسه که در کنار سنگ(بت ها)،هیزم جهنم بشیم؟

....فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النَّاسُ...(24 بقره)

 

*         مهم ترین سؤال و روان ترین جواب در قیامت:چه قدر به قرآن عمل کردی؟چیزی از قرآن نمی دونم!سؤال بعدی!

وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَّكَ وَلِقَوْمِكَ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ(44 زخرف)

 

*         یه کاری نکن مردم بهت بخندند.مردم اگر معیار حق بودند به آیات خدا نمی خندیدند.

فَلَمَّا جَاءهُم بِآيَاتِنَا إِذَا هُم مِّنْهَا يَضْحَكُونَ(47 زخرف)

 

 

*        وای بر ما اگر بعد از مردنمون، آسمان و زمین از فراق ما گریه نکنه.

فَمَا بَکَتْ عَلَيْهِمُ السَّمَاءُ وَ الْأَرْضُ... (29 سوره دخان)

 

 

*        فقط سعی و تلاش خودم به دردم می خوره، داشتن و نداشتن امکانات اون قدر هم اهمیت نداره، در هر شرایطی باید تلاش کرد.

وَ أَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى... (39 و 40 سوره نجم)

 

 

*        وای از دشمنی که خود خدارو، وسیله دوری ما از خدا قرار میده. فریب حرفاشو نخور!

... وَلَا يَغُرَّنَّكُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ (5 فاطر)

 

 

*        "برنامه ای که ریختم کاملا حساب شده ست. تمام مواردی که موجب لو رفتن میشه رو لحاظ کردم... " اگر خدا بخواد آبروتو ببره از راهی که به فکرت نمی رسه وارد میشه.

... فَأَتَاهُمُ اللهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا... (2 حشر)

 

*        خدا که چیزی رو فراموش نمی کنه(64 مریم)

اگه به کسی گفت فراموشت کردم یعنی دیگه بود و نبودت برام فرقی نمی کنه. دیگه هیچ ارزشی برام نداری...

... نَسُواْ اللهَ فَنَسِيَهُمْ... (67 توبه)

 

*        این که آدم یادش بره کلیدش رو کجا گذاشته، یا اصلا این جا کجاست یه جورایی قابل تحمله ولی اگر برای همیشه یادش رفت، من کی هستم، چه باید کرد؟!

... فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ ... (19 حشر)

 

*        می دونستی خدا قرآنی رو فرستاده تا همه مردم، رو آیاتش فکر کنند.

... وَ تِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ (21 حشر)

 

*        شنیدید که ریز و درشت کارامون تو کتاب اعمالمون هست؟ بهشتی ها به دیگران می گن بیایید کتاب مارو بخونید. ما جرئت داریم بگیم؟!

... فَيَقُولُ هَاؤُمُ اقْرَؤُوا كِتَابِيهْ (19 حاقه)

 

*        خیالت راحت. خدا اهل بخششه. ولی حقش اینه که ماهم حرمتش رو نگه داریم.

... هُوَ أَهْلُ التَّقْوَى وَأَهْلُ الْمَغْفِرَةِ (56 مدثر)

 

*        چه قدر خوبه وقتی از دور از همیم به جای نق زدن و نالیدن از زمین و زمان، از نعمت هایی که خدا بهمون داده هم، بگیم.

وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ (11 ضحی)

 

*        راستی شب قدری که از هزار ماه بهتره، دقیقا کیه؟ نمی دونم ولی فکر کنم هرچیزی که آدم قدرش رو بدونه از هزاران چیزی که قدرش رو ندونه بهتره!

لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ (3 قدر)

 

*        اگه کسی که ما مدیونش هستیم چندبار قسم بخوره که ما در حقش خیلی قدرنشناسی کردیم، چه قدر باید شرمندش بشیم؟!

... إِنَّ الْإِنسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ (1 تا 6 عادیات)

 

*        من که این حرفو قبول ندارم با سحر، بشه بین زن و شوهر اختلاف انداخت، اینا خرافاته. نه که هر اختلافی به خاطر سحر باشه ولی با سحر هم، میشه یه همچین کارایی کرد.

... فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا... (102بقره)

 

*        شاید با مذاکره بشه رضایت و توافق یهودی ها و مسیحی ها رو جلب کرد. از نظر قرآن این خیال خامیه. تا اونا ما رو پیرو دین خودشون نکنند راضی نمی شند.

وَلَن تَرْضَى عَنكَ الْيَهُودُ... (120 بقره)

 

 

منبع: ماهنامه خانه خوبان

آخرین بروز رسانی در یکشنبه, 18 مرداد 1394 ساعت 09:51
  
پیامک نیمه شعبان مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط khani   
یکشنبه, 10 خرداد 1394 ساعت 12:07

http://harfeakhar.com/_files/images/gallery/%D9%BE%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%B1%20%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87%20%D8%B4%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D9%86%201.jpg

 

مهدى که جدا کننده ى نیک و بد است
داناى حقایق ز ازل تا ابد است
در محفل انبیا بود شمع امید
در گلشن اولیا، گل سرسبد است

 

http://dw.balyan.ir/gole-nice-web-balyan-flower-35.gif

 

قطعه ی گمشده ای از پر پرواز کم است
یازده بار شمردیم و یکی باز کم است

 

http://dw.balyan.ir/gole-nice-web-balyan-flower-35.gif

 

بخوان دعای فرج را دعا اثـر دارد
دعا کبوتر عشق است و بال و پر دارد
بخوان دعای فرج را و عافیت بطلب
که روزگار بسی فتنه زیر سر دارد
بخوان دعای فرج را که یوسف زهرا
ز پشت پرده ی غیبت به ما نظـر دارد
بخوان دعای فرج را به یاد خیمه ی سبز
که آخرین گل سرخ از همه خبر دارد

 

http://dw.balyan.ir/gole-nice-web-balyan-flower-35.gif

 

خدایا تا به کی هجران مهدی
به دستم حسرت دامان مهدی
الهی هر بلا از حضرتش دور
الهی، من بلا گردان مهدی

 

http://dw.balyan.ir/gole-nice-web-balyan-flower-35.gif

 

سلام بر مهدی امت‌ها
سلام بر عدل مشهور جهان
سلام بر ماه تابان
سلام بر خورشید تاریکی‌های پنهان
سلام بر ماه شب چهاردهم
سلام بر بهار مردم و خرمی روزگاران
سلام بر نور دیدگان مردم
خدایا با نور (امام مهدی) همه‌ی تاریکی‌ها را روشن کن.

 

http://dw.balyan.ir/gole-nice-web-balyan-flower-35.gif

 

سلام بر تو ای نور خدا
درود بر تو ای کشتی نجات
سلام بر چشمه‌ی حیات و زندگی
ای امام زمان به فریادم برس

 

http://dw.balyan.ir/gole-nice-web-balyan-flower-35.gif

 

هر جمعه به دستها دعا ، چشمان تر

از شنبه فراموشی او زنگ خطر

با دعوت خام خود مبادا باشیم

ما کوفه ی دیگر او حسینی دیگر

 

http://dw.balyan.ir/gole-nice-web-balyan-flower-35.gif

 

به بوی این و آن عادت ندارم
به مهر دیگران عادت ندارم
به سایه سار امنی در شب زخم
به غیر جمکران عادت ندارم

 

http://dw.balyan.ir/gole-nice-web-balyan-flower-35.gif

 

ای مدنی‏ برقع و مکی نقاب

سایه‏ نشین، چند بود آفتاب

منتظران را به‏ لب آمد نفس

ای ز تو فریاد به فریاد رس

 

http://dw.balyan.ir/gole-nice-web-balyan-flower-35.gif

 

چه انتظار عجیبی
تو بین منتظران هم
عزیز من چه غریبی !
عجیب تر آن که چه آسان
نبودنت شده عادت
چه بی خیال نشستیم
نه کوششی ، نه تلاشی
فقط نشسته و گفتیم :
خدا کند که بیایی

 

http://dw.balyan.ir/gole-nice-web-balyan-flower-35.gif

 

اگرچه…
او یوسف دلربای زهراست/ با هیچ گهر خریدنی نیست
با دیده ی از گناه لبریز/ آن روی چو ماه دیدنی نیست
ولی…
تو مگو ما را بدان شه بار نیست/ با کریمان کارها دشوار نیست.

 

http://dw.balyan.ir/gole-nice-web-balyan-flower-35.gif

 

بــوی عـطــر یــار دارد جمـعه ها
وعــــده دیـــدار دارد جمــعه ها
جمــعـه هـا دل یاد دلبـر مـی کنـد
نغمه یا ابـن الـحسن سـر مـی کنـد

 

http://dw.balyan.ir/gole-nice-web-balyan-flower-35.gif

 

شاید آن روز که سهراب نوشت:

“تا شقایق هست زندگی باید کرد”

خبری از دل پر درد گل یاس نداشت

باید اینگونه نوشت:

هر گلی هم باشد، چه شقایق چه گل پیچک و یاس

زندگی بی مهدی

زندگی با غم‏هاست

 

http://dw.balyan.ir/gole-nice-web-balyan-flower-35.gif

 

شد نیمه ی شعبان و جهان گشت جوان
از مقدم پاک آن ولی سبحان
آن پرده نشین کاخ وحدت امروز
بنمود رخ از پرده و گردید عیان
ولادت امام زمان (علیه السلام) مبارک باد

 

http://dw.balyan.ir/gole-nice-web-balyan-flower-35.gif

 

 

بر منتظرین مژده بده منتظر آمد
از مهد بقا مهدى ثانى عشر آمد
ای منتظران گنج نهان می آید
آرامش جان عاشقان می آید
بر بام سحر طلایه داران ظهور
گفتند که صاحب الزمان می آید
ولادت امام زمان(علیه السلام) مبارک باد

 

http://dw.balyan.ir/gole-nice-web-balyan-flower-35.gif

جلوه گل عندلیبان را غزلخوان می کند
نام مهدی صد هزاران درد درمان می کند
مدعی گوید که با یک گل نمی آید بهار
من گلی دارم که دنیا را گلستان می کند
ولادت امام زمان(علیه السلام) مبارک باد

 

http://dw.balyan.ir/gole-nice-web-balyan-flower-35.gif

برخیز که حجت خدا می آید
رحمت زحریم کبریا می آید
از گلشن عسگری گذر کن که سحر
بوی گل نرگس از فضا می آید
ولادت امام زمان(علیه السلام) مبارک باد

 

http://dw.balyan.ir/gole-nice-web-balyan-flower-35.gif

ای منتظران گنج نهان می آید
آرامش جان عاشقان می آید
بر بام سحر طلایه داران ظهور
گفتند که صاحب الزمان می آید
ولادت امام زمان(علیه السلام) مبارک باد

 

http://dw.balyan.ir/gole-nice-web-balyan-flower-35.gif

یکی از جمعه ها جان خواهد آمد
به درد عشق، درمان خواهد آمد
غبار از خانه های دل بگیرید
که بر این خانه مهمان خواهد آمد

 

http://dw.balyan.ir/gole-nice-web-balyan-flower-35.gif

اوست که در انتظار تواست تا پرده‌ی غیبت را بدری و چهره‌ی دل‌آرایش را به مشاهده بنشینی
او غائب نیست؛ از هر حاضری حاضرتر است
این تویی که غائبی، تو باید حاضر شوی، او منتظر توست

 

http://dw.balyan.ir/gole-nice-web-balyan-flower-35.gif

قدم ‌هایت بوسه‌گاه چشم‌هایمان ای گل نرگس
جشن میلادت کاش به ضیافت ظهور می‌پیوست
میلاد نرگس پنهان گرامی باد

 

http://dw.balyan.ir/gole-nice-web-balyan-flower-35.gif

طلوع نزدیک است اگر بخواهیم
ظهور تو زیباتر از ظهور همه‌ی زیبایی‌هاست
چشم به راه زیباترین بهاریم
خدایا انتظار چقدر دیر می‌گذرد
با صد نگاه خسته، صدا می‌زنیم تو را
بیایید همه منتظر آمدنش شویم

 

http://dw.balyan.ir/gole-nice-web-balyan-flower-35.gif

می خورد غبطه به چشمان قشنگت خورشید
می زند نقره ایِ نورِ رُخَت طعنه به ماه
گرچه جز صحبت رسوایی من نیست ولی
همچنان چشم براه توام ای پاره ی ماه

 

http://dw.balyan.ir/gole-nice-web-balyan-flower-35.gif

ای کاش که یک دانه تسبیح تو بودم
تا دست کشی بر سر سودا زده من

 

http://dw.balyan.ir/gole-nice-web-balyan-flower-35.gif

چشم آلوده کجا ؟ دیدن دلدار کجا ؟
دل سرگشته کجا ؟ وصف رخ یار کجا ؟
قصه عشق من و زلف تو دیدن دارد
نرگس مست کجا ؟ همدمی خار کجا ؟
سر عاشق شدنم لطف طبیبانه توست
ورنه عشق تو کجا ؟ این دل بیمار کجا ؟
هر که را تو بپسندی شود خادم تو
خدمت عشق کجا ؟ نوکر سربار کجا ؟
کاش در نافله ات نام مرا هم ببری
که دعای تو کجا ؟ عهد گنهکار کجا ؟

 

http://dw.balyan.ir/gole-nice-web-balyan-flower-35.gif

خدا کند که رضایم فقط رضای تو باشد
هوای نفس نباشد همه هوای تو باشد
خدا کند که گزارت فِتد به منظر چشمم
که سجده گاه نمازم به جای پای تو باشد

 

http://dw.balyan.ir/gole-nice-web-balyan-flower-35.gif

باز به شوق آمدم از بوی تو
از گل رخساره نیکوی تو
باد صبا بار دگر میدهد
بر دل زارم خبر از سوی تو
باز به جانم شرری میزند
سروِ قدِ قامت دلجوی تو
در سر سودایی من عشق توست
در دل من شور و هیاهو تو
گرچه سراپا شررم از غمت
پا نکشم یک نفس از کوی تو

 

http://dw.balyan.ir/gole-nice-web-balyan-flower-35.gif

خوش آن زمان که بر آید به یک کرشمه دو کار
یک ظهور امام و یکی شروع بهار

 

http://dw.balyan.ir/gole-nice-web-balyan-flower-35.gif

مهر کوی تو آمیخته در خلقت ما
عشق روی تو سرشته است به آب و گل ما
نیست جز ذکر گل روی تو در محفل ما
نیست جز وصل تو چیز دگری حاصل ما

 

http://dw.balyan.ir/gole-nice-web-balyan-flower-35.gif

قیامت قامت و قامت قیامت
قیامت می کند آن قد و قامت
موذن گر ببیند قامتت را
به قد قامت بماند تا قیامت

 

http://dw.balyan.ir/gole-nice-web-balyan-flower-35.gif

یک روز نسیم خوش خبر می آید
بس مژده به هر کوی و گذر می آید
عطر گل عشق در فضا می پیچد
می آیی و انتظار سر می آید

 

http://dw.balyan.ir/gole-nice-web-balyan-flower-35.gif

خوشا آنان که گل رویت بدیدند
ز تو چون خُلق نیکویت خریدند
خوشا آنان که تا سر منزل عشق
برهنه پای تا کویت دویدند

 

http://dw.balyan.ir/gole-nice-web-balyan-flower-35.gif

باز به انتظار تو جمعه غروب میشود
اگر بیایی از سفر آه چه خوب میشود

 

http://dw.balyan.ir/gole-nice-web-balyan-flower-35.gif

ﺁﺩﯾﻨﻪ ﺭﺍ ﮔﺮﻩ ﺯﺩﻩ ﺑﺎ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﻫﺎ
ﺁﻥ ﯾﺎﺭ، ﺁﻥ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻝ ﺑﯽ ﻗﺮﺍﺭﻫﺎ

 

http://dw.balyan.ir/gole-nice-web-balyan-flower-35.gif

می نویسم که شب تار، سحر می گردد
یک نفر مانده از این قوم که برمی گردد

 

http://dw.balyan.ir/gole-nice-web-balyan-flower-35.gif

ما غایبیم، او منتظر آمدن ماست . . .

 

http://dw.balyan.ir/gole-nice-web-balyan-flower-35.gif

بدم در جان، دم رحمانیت را
عیان کن چهره پنهانیت را
به لب جانم رسید از حسرت تو
نشانم ده رخ نورانیت را

 

http://dw.balyan.ir/gole-nice-web-balyan-flower-35.gif

بیمار گشته است قلوب از عیوب ما
دانیم گشته سد دعاها ذنوب ما
یا غافر الذنوب، گناهان ما ببخش
وانگه رسان ظهور طبیب قلوب ما

 

http://dw.balyan.ir/gole-nice-web-balyan-flower-35.gif

خوشا چشمی که بیند روی ماهت
خوشا جانی که گردد خاک راهت
روا باشد دهد جان عاشق تو
اگر افتد به روی او نگاهت

 

http://dw.balyan.ir/gole-nice-web-balyan-flower-35.gif

خوشا آنکس که مهدی یار او شد
رفیق مشفق و غمخوار او شد
اگر صدها گره افتد بکارش
به دست او فرج در کار او شد

 

http://dw.balyan.ir/gole-nice-web-balyan-flower-35.gif

گفته بودم گر بیایی مقدمت را گل فشانم
گل چه قابل مهربانم؟ چشمهایم فرش راهت

 

http://dw.balyan.ir/gole-nice-web-balyan-flower-35.gif

برخیز که حجت خدا مى آید
رحمت ز حریم کبریا مى آید
از گلشن عسکرى گذر کن کامروز
بوى گل نرگس از فضا مى آید

 

http://dw.balyan.ir/gole-nice-web-balyan-flower-35.gif

دلم یک چشم گریان بیشتر نیست

از این شب گریه باران بیشتر نیست

تو صدها یوسف حسنی دریغا

دلم یک پیر کنعان بیشتر نیست

 

http://dw.balyan.ir/gole-nice-web-balyan-flower-35.gif

ای کاش که همنشین گلها باشیم
از نسل بزرگ موج و دریا باشیم
ای کاش که در رکاب آقا یک تن
از سیصد و سیزده نفر ما باشیم

 

http://dw.balyan.ir/gole-nice-web-balyan-flower-35.gif

خلق ز سما تا به سمک
ز آدمى و پرى و جن و ملک
همگى از دل و جان مى گویند
عجل الله تعالى فرجک …

 

http://dw.balyan.ir/gole-nice-web-balyan-flower-35.gif

آقای جمعه های غریبی ظهور کن
دل را پر از طراوت عطر حضور کن
یک گوشه از جمال تو یعنی تمام عشق
یک دم فقط بیا و از اینجا عبور کن

 

http://dw.balyan.ir/gole-nice-web-balyan-flower-35.gif

چشم انتظار میشینم و زل می زنم به پنجره
هر غروبا با یاد تو می زنم این دل رو گره
آرزوها رو خط به خط رج می زنم به دامنت
تا تو بیای ببینمت سوار دشت آینه

 

http://dw.balyan.ir/gole-nice-web-balyan-flower-35.gif

کجایی ای ستون آسمان ها تکیه گاه تو ؟
زمین و عرش و فرش و کهکشانها خاک راه تو
خلایق شب به شب حیران ز خال رویت ای خورشید
ملایک صف به صف رقصان به گرد روی ماه تو

 

http://dw.balyan.ir/gole-nice-web-balyan-flower-35.gif

خواهی آمد ای سوار سبز پوش
لحضه هایم را بهاری می کنی
با نگاه خویش در متن زمان
عشق را هر لحضه جاری می کنی

 

http://dw.balyan.ir/gole-nice-web-balyan-flower-35.gif

شاید آنروز که سهراب نوشت
“تا شقایق هست زندگی باید کرد”
خبری از دل پر درد گل یاس نداشت …
باید
اینطور نوشت :
چه شقایق باشد، چه گل پیچک و یاس
جای یک گل خالیست، تا نیاید مهدی ( عجّل الله تعالی فرجه ) زندگی دشوار است !

 

http://dw.balyan.ir/gole-nice-web-balyan-flower-35.gif

 

این آینه ای که نرگس آورده به دست

از سوی خدا دست به دست آمده است

از بس که در او تجلی وحدت دید

حیرت زده ماند و شهر شد نرگس مست


 
آخرین بروز رسانی در سه شنبه, 12 خرداد 1394 ساعت 08:24
  
پیامک تبریک ولادت امام جواد (علیه السلام) مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط khani   
سه شنبه, 08 اردیبهشت 1394 ساعت 09:19

http://www.seyyedolkarim.ir/gal/0271.jpg

 

تو گل گلواژه‏ های شعر صدها چون کمیتی

                                                              من گدای خانه ‏زادم، تو جواد اهل بیتی

 

تو ولیعهد عزیز پادشاه ارض طوسی

                                                              تو یکی یکدانه ماهِ خانه شمس الشموسی

*

من که پی پیروزی مکتب هستم

                                                              یک عمر در انتظار امشب هستم

آمد پسرم که شد محمد نامش

                                                              در سجده شکر از کرم رب هستم

*

این کودک نازنین امیر دلهاست

                                                              او باب مراد است و جواد ابن الرضاست

از آمدن او به محمد سوگند

                                                              خوشحال تر از امام هشتم زهراست

*

برخیز به شادى، گه برخاستن است

                                                              چون شادى امشب ز گنه تاختن است

امشب شب میلاد تقى هست و شب

                                                              عیدى ز جواد و اهل بیت خواستن است

*

خوش باش که قلب شیعه شاد است امشب

                                                              کار همه بر وفق مراد است امشب

درهاى بهشت آرزو باز شده است

                                                              چون شام ولادت جواد است امشب

*

میلاد تقى نهم امام است امروز

                                                              در کشور جود، بار عام است امروز

تبریک فرشتگان به درگاه رضا

                                                              هم در صلوات است و سلام است امروز

*

امشب رضویون همه شادند

                                                              دل در حرم رضا نهادند همه

عیدى ولادت از پدر مى‏ گیرند

                                                              خشنود ز مقدم جوادند همه

 

*

آفتابی امشب از بیت رضا سر میزند

                                                              کودکی لبخند در دامان مادر میزند

آن که جودش خیره سازد چشم هر فرزانه را

                                                              و آن که با علمش به جان خصم آذر میزند

*

شد باز به روی خلق، باب برکات

                                                              ای غرق گنه رسید کشتی نجات

زن دست به دامان جواد و بفرست

                                                              بر احمد و آل او دمادم صلوات

*

آسمان معرفت ، گنج سخا ، دریای جود

                                                              شهر فضل و دانش و بخشش بیاید در وجود

در شب میلاد مسعود شه خوبان جواد

                                                              حق به روی عالم و آدم در رحمت گشود

*

پیشوای اهل ایمان مرکز تقوا تقی

                                                              مقتدای اهل ایقان کعبه دل هاستی

با شکوه مرتضی فرزند دلبند رضا

                                                              قرة العین نبی نور دل زهراستی

*

ای کوی تو قبله ی مراد ادرکنی

                                                              ای دادرس روز معاد ادکنی

ای گشته زفرط جود و احسان و عطا

                                                              مشهور و ملقب به جواد ادرکنی

*

دلها زقدم دوست شاد است امشب

                                                              سیراب زچشمه ی مراد است امشب

بشگفته تقی شکوفه ی باغ رضا

                                                              فرخنده ولادت جواد است امشب

*

ای روضه ی رضوان رضا ادرکنی

                                                              سرحلقه ی خوبان خدا ادرکنی

درجود و کرم نیامده در عالم

                                                              دستی به کریمی شما ادرکنی

*

ای حجت برحق خدا ادرکنی

                                                              محبوب تمام اولیا ادرکنی

ای آنکه به برکت قدومت هستی

                                                              دلداده حضرت رضا ادرکنی

*

این کودک نازنین امیر دلهاست

                                                              او باب مراد است و جواد ابن الرضاست

از آمدن او به محمد سوگند

                                                              خوشحال تر از امام هشتم زهراست

*

هر کس به زمانه سر سپارد به جواد

                                                              کار دو جهان وا بگذارد به جواد

از ساحت ثامن الحجج فیض برد

                                                              از بس که رضا علاقه دارد به جواد

*

شب تولد دریای جـود و احسان است

                                                              رسد به گوش سماواتیان ، سرود جواد

قدم به عرشه ی زین براق نور نهاد

                                                              به سوی حضرت سبحان بود صعود جواد

 

 

منبع: تبیان

 

همیشه از دیگران تعریف قرآن رو خیلی شنیدم مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط khani   
دوشنبه, 31 فروردین 1394 ساعت 08:56

http://www.bia2online.ir/sms/wp-content/uploads/20150217/sms_khodavand_1.jpg

 

همیشه از دیگران تعریف قرآن رو خیلی شنیدم که بهترین کتاب زندگیه یا این که باهاش میشه مشکلاتمون رو حل کنیم و از این جور چیزا، ولی هیچ وقت خودم مستقیم و جدی سراغش نرفته بودم، اما حالا که یه جورایی گذاشتی منم با کتابت رفیق بشم، حاضر نیستم اونو با هیچ چیزی عوض کنم. حالا فقط دوست دارم با همه وجود بهت بگم: ممنون خدای خوبم!

چهار بار تو قرآن سوره قمر آیات: 17، 22، 32 و 40 آمده «وَ لَقَد یَسَّرنَا القرُآنَ لِلذِّکر فَهَل مِن مُّدَّکِرٍ» یعنی ما قرآن رو سخت کردیم برا نفهمیدن و متوجه نشدن، برای ما فرقی هم می کرد؟!

v            

سهم گوسفند از حرف های چوپان، جز شنیدن یه صدای نامفهومه؟

حیف از کسانی که بهره شون از قرآن و حرف های پیامبر صلی الله علیه و آله و سلمدر همین حد باشه!

وَ مَثَلُ الَّذِینَ کَفَرُوا کَمَثَلِ الَّذِی یَنعِقُ... (بقره، 171)

v            

یه وقت فکر نکنی، به جایی رسیدی که احتیاج به موعظه و نصیحت نداری!

هَذَا بَیَانٌ لُّلنِّاسِ وَ هُدًی وَ مَوعِظَهٌ لِّلمُتَّقِینَ (آل عمران، 138)

v                                    

راه باور کردن قرآن، خوندن کتاب های تفسیری نیست؛ راهش باور کردن مرگ و قیامته.

وَالّذِینَ یُؤمِنُونَ بِالآخِرَةِ یُؤمِنُونَ بِهِ... (انعام، 92)

v            

قراره تو دوران غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف  پیرو قرآن و سنت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم باشیم.

می ترسم وقتی ایشون ظهور کنند، حرفشون به ما این باشه:

بِئْسَمَا خَلَفْتُمُونِی مِنْ بَعْدِی أَعَجِلْتُمْ أَمْرَ رَبِّکُمْ وَأَلْقَى الألْوَاحَ وَأَخَذَ بِرَأْسِ أَخِیهِ یَجُرُّهُ إِلَیْهِ قَالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِی وَکَادُوا یَقْتُلُونَنِی فَلا تُشْمِتْ بِیَ الأعْدَاءَ وَلا تَجْعَلْنِی مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ(اعراف، 150)

v             

خدایا!

ما رو ببخش که تو بدی ها جار زدیم و تو خوبی ها جا.

إِنَّ الإنْسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا ﴿١٩﴾إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا ﴿٢٠﴾وَإِذَا مَسَّهُ الْخَیْرُ مَنُوعًا﴿٢١﴾(معارج، 19-21)    

v             

قرآن آن قدر واضح است که یه مشرک تو میدان جنگ  برای چند دقیقه با شنیدن آیاتش می تونه پی به حقانیتش ببره!

وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِکِینَ اسْتَجَارَکَ فَأَجِرْهُ حَتَّى یَسْمَعَ کَلامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا یَعْلَمُونَ(توبه، 6)

v            

تو همه قرآن، خدا یه جا مشتری شده وحاضره بهشت رو هم در عوضش بده.

چه کالای گران بهائیه جان شهید!

إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرَاةِ وَالإنْجِیلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُمْ بِهِ وَذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ(توبه، 111)

v            

رو حرفام فکر کن. مگه شعور نداری؟!

ببخشید سخن خدا تو قرآن بود!

أَفَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا(محمد صلی الله علیه و آله و سلم  24)

v            

من تا حالا ندیدم کسی خوب جوابم رو بده.

یا سرسری جواب می دند یا آدمو سر کار می ذارند!

همه شاید، ولی خدا این طور نیست!...

وَلَقَدْ نَادَانَا نُوحٌ فَلَنِعْمَ الْمُجِیبُونَ(صافات، 75)

v            

با این همه پیشرفت علم، فکر می کنم دیگه نیازی به قرآن نداریم!

اصلا این طور نیست ولی بدون یه روز گرفتار همین حرفات می شی!

فَلَمَّا جَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنَاتِ فَرِحُوا بِمَا عِنْدَهُمْ مِنَ الْعِلْمِ وَحَاقَ بِهِمْ مَا کَانُوا بِهِ یَسْتَهْزِئُونَ(غافر، 83)

v            

با این که کافرا به هم می گفتند قرآن رو گوش ندید و موقع خوندنش پارازیت بندازید، بازم یقین نداشتند، بتونند جلوشو بگیرند!

حالا ببین قرآن چه می کنه با دل ها!

وَقَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لا تَسْمَعُوا لِهَذَا الْقُرْآنِ وَالْغَوْا فِیهِ لَعَلَّکُمْ تَغْلِبُونَ(فصلت، 26)

v            

اگر من و تو، قرآن را قبول داشته باشیم دیگه هیچ اختلافی با هم نخواهیم داشت.

حالا فهمیدی دلیل این اختلافا چیه؟!

وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِیهِ مِنْ شَیْءٍ فَحُکْمُهُ إِلَى اللَّهِ ذَلِکُمُ اللَّهُ رَبِّی عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَإِلَیْهِ أُنِیبُ

(شوری، 10)

v             

وقتی میگه به جان مادرم قسم، نشون میده نسبت به جان مادرش حساسه!

خدا هم وقتی به قرآن روشن، قسم می خوره، واضح بودن قرآن براش خیلی مهمه.

این قدر نگو قرآن مبهمه!

وَالْکِتَابِ الْمُبِینِ(دخان، 2)

v            

جن هم می فهمه که موقع شنیدن قرآن باید ساکت بود.

نمی دونم چرا ما نمی فهمیم و رعایت نمی کنیم؟

وَإِذْ صَرَفْنَا إِلَیْکَ نَفَرًا مِنَ الْجِنِّ یَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُوا أَنْصِتُوا فَلَمَّا قُضِیَ وَلَّوْا إِلَى قَوْمِهِمْ مُنْذِرِینَ(احقاف، 29)

v            

وقتی می تونی از مطالب قرآن بهره مند بسی که یا یه قلب پاک داشته باشی یا حداقل اهل حرف شنوی نسبت به حق باشی!

إِنَّ فِی ذَلِکَ لَذِکْرَى(ق، 37)

v            

خیلی دوست دارم معلم قرآن باشم.

عالیه! خدا هم معلم قرآنه.

یادت باشه باید خیلی مهربون باشی!

الرَّحْمَنُ ﴿١﴾عَلَّمَ الْقُرْآنَ ﴿٢﴾(الرحمن، 1-2)

v            

یه سؤالی تو قرآن اومده، صادقانه جواب بدیم. یه نمونه جواب هم آوردیم!

 فَأَیْنَ تَذْهَبُونَ؟ (تکویر، 26)...إِنِّی ذَاهِبٌ إِلَى رَبِّی سَیَهْدِینِ (صافات، 99)

حالا شما بگو! فَأَیْنَ تَذْهَبُونَ؟

v            

 نقش قرآن تو زندگیت باید مثل یه امر لازم و به قول معروف فریضه باشه، نه یه کار جنبی و حاشیه ای.

ببین این طور هست؟!

إِنَّ الَّذِی فَرَضَ عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لَرَادُّکَ (قصص، 85)

 

 

منبع: ماهنامه خانه خوبان

  
برا یه بارم شده ... مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط khani   
جمعه, 28 فروردین 1394 ساعت 11:22

[تصویر: d336zyr2oj89l58f17gf.jpg]

  

 
برا یه بارم شده نعمت هایی که خدا بهت داده رو فهرست کن اون وقت با تمام وجود میگی من چه قدر ظالم و ناسپاسم!

وَآتَاکُمْ مِنْ کُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوهَا إِنَّ الإنْسَانَ لَظَلُومٌ کَفَّارٌ   (34 سوره ابراهیم)


    
راستی به اندازه ای که انتظار داری همسرت چشم پاک باشه خودت هستی؟

الْخَبِیثَاتُ لِلْخَبِیثِینَ وَالْخَبِیثُونَ لِلْخَبِیثَاتِ وَالطَّیِّبَاتُ لِلطَّیِّبِینَ وَالطَّیِّبُونَ لِلطَّیِّبَاتِ أُولَئِکَ مُبَرَّءُونَ مِمَّا یَقُولُونَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ کَرِیمٌ (26 سوره نور)


    

وقتی از خواب بیدار میشی و آبی به صورتت می زنی دیدی چه جور چشمت روشن می شه؟ دعا کن نگاه کردن به همسر و فرزندت هم برات اینجوری باشه!


وَالَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا   (74 سوره فرقان)


    


-    چی شد؟ تو که تصمیم نداشتی ازدواج کنی؟
-    آخه عموم گفته کمکت می کنم.
-    پس به عموت بیش تر از خدا اعتماد داری!
وَأَنْکِحُوا الأیَامَى مِنْکُمْ وَالصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِکُمْ وَإِمَائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَرَاءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ (32 سوره نور)



    


  محیط خونه باید اون قدر صمیمی باشه که افراد دور هم بگردند و پیش هم باشند؛ نه این که هرکسی سرش تو لاک خودش باشه.
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِیَسْتَأْذِنْکُمُ الَّذِینَ مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ وَالَّذِینَ لَمْ یَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنْکُمْ ثَلاثَ مَرَّاتٍ مِنْ قَبْلِ صَلاةِ الْفَجْرِ وَحِینَ تَضَعُونَ ثِیَابَکُمْ مِنَ الظَّهِیرَةِ وَمِنْ بَعْدِ صَلاةِ الْعِشَاءِ ثَلاثُ عَوْرَاتٍ لَکُمْ لَیْسَ عَلَیْکُمْ وَلا عَلَیْهِمْ جُنَاحٌ بَعْدَهُنَّ طَوَّافُونَ عَلَیْکُمْ بَعْضُکُمْ عَلَى بَعْضٍ کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمُ الآیَاتِ وَاللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ (58 سوره نور)


    


 دختران جوان که جای خود داره، پیرزن هم خوبه پاکدامنی تو پوشش و رفتارش موج بزنه!
وَأَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ (60 سوره نور)


    


یاد بگیر تو دعا کردن، همسرت از بچه هات مقدم باشه!
وَالَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا   (74 سوره فرقان)


    


با کسی صمیمی شو که فاصله تو رو از خدا زیاد نکنه، و گرنه یه روزی می رسه که بودنش برات حسرت می شه!
یَا وَیْلَتَى لَیْتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ فُلانًا خَلِیلا * لَقَدْ أَضَلَّنِی عَنِ الذِّکْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءَنِی وَکَانَ الشَّیْطَانُ لِلإنْسَانِ خَذُولا (28 و 29 سوره فرقان)


    


توی جمع هرچی افراد محترم تر باشند، سعی می کنیم کلمات زیباتری به کار ببریم؛ خدا همیشه مستمع حرفاته، حواست هست؟!
قَالَ کَلا فَاذْهَبَا بِآیَاتِنَا إِنَّا مَعَکُمْ مُسْتَمِعُونَ (15 سوره شعراء)


    


  تو زندگی به کسی تکیه کن که بدونی تا یک ساعت دیگه زنده ست!
وَتَوَکَّلْ عَلَى الْحَیِّ الَّذِی لا یَمُوتُ وَسَبِّحْ بِحَمْدِهِ وَکَفَى بِهِ بِذُنُوبِ عِبَادِهِ خَبِیرًا  (58 سوره فرقان)


    


  اگه من همیشه به یاد خدا باشم، دیگه چرا باید عبادت کنم؟
  یعنی از خدا تشکر هم نمی خوای بکنی؟
وَهُوَ الَّذِی جَعَلَ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ خِلْفَةً لِمَنْ أَرَادَ أَنْ یَذَّکَّرَ أَوْ أَرَادَ شُکُورًا (62 سوره فرقان)


    
 فکر کردی همه مثل من و تو بی خیالن؟ اگه بدونی چه جوری بعضیا برای جهنم نرفتن دعا می کنن؟
وَالَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذَابَهَا کَانَ غَرَامًا * إِنَّهَا سَاءَتْ مُسْتَقَرًّا وَمُقَامًا (65 و 66 سوره فرقان)


    


  حتی تو کمک کردن به مردم هم اسراف غلطه، چه برسه به فخرفروشی و      سوزوندن دل مردم!
  
وَالَّذِینَ إِذَا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَلَمْ یَقْتُرُوا وَکَانَ بَیْنَ ذَلِکَ قَوَامًا (67 سوره فرقان)


    


-    چرا بهش چیزی نگفتی؟
-    آخه نون و نمک همدیگه رو خوردیم.
-    حضرت موسی کم نون و نمک فرعون رو نخورده بود ولی جلوش ایستاد!
قَالَ أَلَمْ نُرَبِّکَ فِینَا وَلِیدًا وَلَبِثْتَ فِینَا مِنْ عُمُرِکَ سِنِینَ * وَفَعَلْتَ فَعْلَتَکَ الَّتِی فَعَلْتَ وَأَنْتَ مِنَ الْکَافِرِینَ * قَالَ فَعَلْتُهَا إِذًا وَأَنَا مِنَ الضَّالِّینَ * فَفَرَرْتُ مِنْکُمْ لَمَّا خِفْتُکُمْ فَوَهَبَ لِی رَبِّی حُکْمًا وَجَعَلَنِی مِنَ الْمُرْسَلِینَ * وَتِلْکَ نِعْمَةٌ تَمُنُّهَا عَلَیَّ أَنْ عَبَّدْتَ بَنِی إِسْرَائِیلَ (18 تا 22 سوره شعراء)


    


نگو زن بگیره خوب می شه، بگو اول خوب بشه بعد زن بگیره!
وَأَنْکِحُوا الأیَامَى مِنْکُمْ وَالصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِکُمْ وَإِمَائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَرَاءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ (32 سوره نور)


    


تو خواسته هات از خدا، صرفه جویی نکن؛ دریا با شنای تو کم آب نمیشه!
وَالَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا (74 سوره فرقان)

 


   


  برای حفظ آبروت رو خالقت حساب کن نه فکرت؛ زلیخا همه درهارو بست تا کسی نفهمه، ولی همه فهمیدن!
وَرَاوَدَتْهُ الَّتِی هُوَ فِی بَیْتِهَا عَنْ نَفْسِهِ وَغَلَّقَتِ الأبْوَابَ وَقَالَتْ هَیْتَ لَکَ قَالَ مَعَاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّی أَحْسَنَ مَثْوَایَ إِنَّهُ لا یُفْلِحُ الظَّالِمُونَ (23 سوره یوسف)

 


   


 احسنت به این اعتقاد راسخ! با این که می دونیم تو قیامت پیامبر ازمون شکایت می کنه، بازم بنا نداریم کاری به قرآن داشته باشیم!
وَقَالَ الرَّسُولُ یَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا (30 سوره فرقان)

 


   


  ایمان حقیقی یعنی اگه بخوان همه هستی تو رو در مقابل ایمانت بگیرند خیالت نباشه!
قَالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ إِنَّهُ لَکَبِیرُکُمُ الَّذِی عَلَّمَکُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لأقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَأَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلافٍ وَلأصَلِّبَنَّکُمْ أَجْمَعِینَ * قَالُوا لا ضَیْرَ إِنَّا إِلَى رَبِّنَا مُنْقَلِبُونَ (49 و 50 سوره شعراء)


    


اگه زیاد دروغ بگی و گناه کنی این توفیق رو خواهی داشت که شیاطین مرتب خدمتت برسند و باهات در ارتباط باشند!
هَلْ أُنَبِّئُکُمْ عَلَى مَنْ تَنَزَّلُ الشَّیَاطِینُ * تَنَزَّلُ عَلَى کُلِّ أَفَّاکٍ أَثِیمٍ (221 و 222 سوره شعراء)

آخرین بروز رسانی در شنبه, 29 فروردین 1394 ساعت 10:44
 
<< شروع < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی > انتها >>

صفحه 1 از 28