جوانان کربلا مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط khani   
چهارشنبه, 05 مهر 1396 ساعت 12:56

alt

 

ویژگی های جوانان کربلا:

در اینجا ویژگی های جوانانی که تا آخرین قطره خون خویش از رهبری و اهداف والای این نهضت دفاع کردند، اشاره می کنیم . امیدواریم که این کار به آشنایی بیشتر نسل جوان جامعه اسلامی با اسوه و الگوهای جاودان نهضت عظیم عاشورا کمک نماید .

الف . ایمان راسخ: جوانان پاکباز عاشورا به دلیل پرورش در دامان خانواده های مؤمن و پرهیزکار، به کامل ترین مراحل ایمان ست یافته و در راه حاکمیت احکام الهی آماده شهادت بودند .

وقتی امام حسین (علیه السلام) در مسیر کربلا در منزل «قصربنی مقاتل » به دنبال خوابی که دیده بودند، جمله «انالله و انا الیه راجعون » را بر زبان آوردند . «علی اکبر» جلو رفت و علت را جویا شد . حضرت فرمود: «اسب سواری جلو من در خواب ظاهر شد و گفت: این قوم شبانگاه در حرکت است و مرکب به استقبالشان می آید .» علی اکبر گفت: «پدرم! آیا ما بر حق نیستیم؟» حضرت فرمود: «سوگند به خدا که ما برحقیم .» علی اکبر گفت: «پس ما را باکی از مرگ نیست » (2)

ب . بصیرت: در دوران حکومت اموی، به دلیل تبلیغات زهرآگین علیه خاندان پیامبر ( صلی الله علیه و آله)، تشخیص حقانیت امام حسین (علیه السلام) کار آسانی نبود . حتی بسیاری از سیاستمداران بزرگ تحت تاثیر وضع حاکم، قیام آن حضرت را مورد انتقاد قرار می دادند . در چنین موقعیتی عده ای از جوانان با بصیرت نسبت به ضرورت قیام امام حسین (علیه السلام)، بدون هیچ تردیدی، با تمام وجود به حمایت از او پرداختند . امام صادق (علیه السلام) در توصیف صفات حضرت عباس (علیه السلام) می فرمایند: «خدا رحمت کند عموی ما عباس را، او از بصیرت و ژرف بینی بسیار نافذ و ایمان بسیار استوار برخوردار بود . به همراه اباعبدا ... به جهاد پرداخت و در نهایت هم به فیض شهادت نایل آمد .» (3)

آری، به برکت همین بینش ژرف و بصیرت کامل، دشمن نتوانست راه او را از امام حسین (علیه السلام) جداسازد .

ج . وفاداری: بارزترین صفت جوانان کربلا، وفاداری آنان به امام زمانشان است که در سخت ترین شرایط، حاضر نشدند محمد خود را با امام، نقض کنند .

امام صادق (علیه السلام) با اشاره به نهایت وفاداری علمدار کربلا فرمود: «شهادت می دهم که در برابر جانشین رسول خدا ( صلی الله علیه و آله) همواره تسلیم بودی ... همیشه به جهت خدا وفادار ماندی و لحظه ای از خیرخواهی برای او کوتاهی نکردی ...» (3)

د . ادب: از ویژگی های دیگر یاران امام حسین (علیه السلام) به ویژه جوانان کربلا، آراستگی به فضیلت ادب است . در این میان،

قمربنی هاشم دارای منزلی خاص است . حضرت عباس (علیه السلام) بدون اجازه در کنار امام حسین (علیه السلام) نمی نشست; هنگامی که در حضور برادر می نشست، همانند یک بنده در مقابل مولای خود بر روی دو زانو در کمال تواضع می نشست .

ه . جوانمردی: یکی دیگر از ویژگی های جوانان کربلا، جوانمردی و از خودگذشتگی آنان است . در بین این جوانان، حضرت ابوالفضل در جوانمردی زبانزد است .

هنگامی که عباس تنهایی امام را دید، اجازه خواست تا عازم میدان شود . امام از او درخواست کرد تا برای کودکان حرم کمی آب تهیه کند . مشک و نیزه اش را برگرفت و پس از شکستن محاصره فرات، وارد آن شد . برای لحظه ای قصد آشامیدن آب جاری فرات کرد، اما عطش امام و اهل او را از نوشیدن آب بازداشت . گویا می گفت:

یا نفس من بعد الحسین هونی

و بعده لاکنت ان تکونی

هذالحسین شارب المنون

و تشربین بارد المعین؟! (4)

و . پایبندی به احکام و ارزش ها: ویژگی دیگر اصحاب امام حسین (علیه السلام)، پاسداری از احکام الهی و پافشاری بر ارزش های اصیل دینی است . مثلا در هنگام ظهر در بحبوبه جنگ، دست از جنگ برداشته و مشغول نماز می شوند .

ز: رشادت: وهب جوانی بیست و پنج ساله بود که بعد از اجازه از امام حسین (علیه السلام)، به میدان تاخت و با رشادت عحیبی می جنگید، به طوری که نوزده سواره و بیست پیاده را کشت . آن گاه هر دو دست او را قطع کردند . او هم چنان جنگید تا او را اسیر کرده و نزد عمر سعد آوردند . عمر سعد که صلابت و دلاوری او را دیده بود، به او گفت: ما اشد صولتک: «چقدر صولت و رشادت سختی داری؟» . سپس دستور داد گردنش را زدند .

ح . صبر واستقامت: مصائب امام سجاد (علیه السلام) از جمله سه شبانه روز تشنگی و شدت تب و التهاب، ناظر شهادت و کشته شدن پدر و برادر خردسال و عموها و عموزادگان و کلیه یاران بودن تاراج خیمه ها و اسارت بانوان اهلبیت نشان دهنده عظمت صبر و استقامت آن امام بزرگوار است .

علاوه بر موارد مذکور، ایثار و فداکاری، شجاعت و شهامت، عفو و بخشش، آزادگی و عزت نفس و اخلاص و رافت و ... از دیگر اوصاف جوانان کربلاست . (5)

 

جوانان کربلا

1 - عباس بن علی (علیه السلام) پدرش امیرالمؤمنین (علیه السلام)، مادرش فاطمه ام البنین و کنیه اش ابوالفضل است . «عباس » جوانی دلاور، زیبا و بلند بالا بود . وقتی که سوار اسب می شد، پاهایش به زمین می رسید . او علاوه بر مزایای جسمی، از نظر ملکات روحی و کمالات نفسانی نیز بعد از برادرش امام حسین (علیه السلام) در میان همه جوانان و رجال اهل بیت (علیه السلام) نظیر نداشت .

در جنگ های صفین و نهروان در رکاب پدر بزرگوارش مشارکت داشت .

به خاطر سیمای جذاب و نورایش، او را «قمر بنی هاشم » می خواندند و به خاطر آوردن آب به خیمه ها، «سقا» لقب یافت .

امام سجاد (علیه السلام) می فرماید: «خدا رحمت کند عمویم را که جان خویش را در راه برادرش فدا کرد تا آنکه دست هایش قطع شد . خداوند دو بال به او داده است که به وسیله آن با فرشتگان در بهشت پرواز می کند . چنانکه خداوند برای جعفر بن ابیطالب قرار داده است .»

وقتی که امام حسین (علیه السلام) بر بالین خون آلود حضرت عباس (علیه السلام) حاضر شد، فرمود: الان انکسر ظهری و لت حیلتی . (6)

حضرت ابوالفضل در کربلا سی و چهار ساله بود .

 

2 - علی بن حسین (علیه السلام) (امام زین العابدین): امام سجاد (علیه السلام) در حادثه کربلا بیست و دو ساله بود و آن روزها بیمار بود . همین بیماری نیز باعث گردید که وی از خطر کشته شدن نجات یابد و دودمان پیامبر (صلی الله علیه و آله) در روی زمین باقی بماند .

حضرت امام سجاد (علیه السلام) مصائب و مشکلات و اذیت های بسیاری را تحمل کرد و با سخنرانی ها و افشاگری هایی در مجالس عبیدالله زیاد و یزیدبن معاویه، باعث زنده نگاه داشته شدن عاشورا و به لرزه در آمدن پایه های حکومت اموی گشت .

دوران زندگی آن حضرت را می توان به دو بخش خلاصه کرد:

1 . بیست و دو سال ملازمت با پدر بزرگوارش .

2 . سی و پنج سال دوران امامت، یعنی دشوارترین دوران خفقان حکومت امویان، که آن حضرت در سخت ترین شرایط به وظیفه امامت ادامه داد و عالی ترین معارف و اخلاقیات و امور سیاسی و اجتماعی را در لباس دعا بیان فرمود .

حضرت امام سجاد (علیه السلام) بنابر قول مشهور در بیست و پنج و به قولی دوازده محرم سال نودوپنج هجری قمری به وسیله هشام بن عبد الملک در سن حدود پنجاه وشش سالگی به شهادت رسید .

 

3 . علی بن الحسین (علی اکبر (علیه السلام))، پدرش امام حسین (علیه السلام)، و مادرش لیلی دختر ابی مره می باشد .

به علی اکبر معروف بود و از حیث شجاعت و نبوغ، بهترین یادگار جدش علی بن ابیطالب بود و از لحاظ چهره زیبا و تناسب اندام و خوی نیکو و گفتار نغز از همه کس به جد بزرگوارش رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) شبیه تر بود . نخستین شهید از بنی هاشم در روز عاشورا بود که جسد مبارکش قطعه قطعه گردید و نزدیکترین شهیدی است که در کنار امام حسین (علیه السلام) دفن شده است . سن او را از هیجده سال تا بیست و هفت سال نقل کرده اند .

 

4 . عبدالله بن علی (علیه السلام):

پدرش، علی (علیه السلام) و مادرش فاطمه ام البنین می باشد که به توصیه برادرش حضرت عباس (علیه السلام) به میدان کارزار شتافت . او اولین فرزند ام النبین است که در روز عاشورا به شهادت رسید . سن او در هنگام شهادت بیست و پنج سال بود .

5 . عثمان بن علی: پدرش علی و مادرش ام البنین است . به خاطر علاقه شدید ی که حضرت علی (علیه السلام) به «عثمان ابن مظعون » داشت، نام فرزندش را عثمان گذاشت . وی دومین فرزند ام البنین است که در روز عاشورا به شهادت رسید . او به هنگام شهادت نوزده ساله بود . (7)

 

6 . جعفربن علی (علیه السلام): پدرش امیرالمؤمنین (علیه السلام) و مادرش فاطمه ام البنین می باشد . امام علی (علیه السلام) به واسطه علاقه و محبتی که به برادرش «جعفر طیار» داشت، نام فرزندش را «جعفر» نهاد .

امام حسین (علیه السلام) به وی فرمود: به کارزار بشتاب تا تو را مانند دو بردارم (عبدا ... و عثمان) شهید ببینم . وی در هنگام شهادت . نوزده سال من داشت . این سه برادر و حضرت عباس (علیه السلام)، امان نامه شمر (لعنة ا ... علیه) را رد کردند و امام حسین (علیه السلام) را تنها نگذاشتند .

 

7 . ابوبکر بن علی (علیه السلام): پدرش علی (علیه السلام) و مادرش لیلی دختر مسعود بن خالد بود . او را «محمد اصغر» و یا «عبدا ...» می خواندند . او در روز عاشورا پس از کارزار با دشمن، به محاصره در آمده و به شهادت رسید . نوشته اند: جسد بی جان او را در آبراه خشکی در کربلا یافتند .

 

8 . قاسم بن الحسن (علیه السلام): پدرش امام حسن مجتبی (علیه السلام) و مادرش «رمله » می باشد .

در شب عاشورا در پاسخ امام حسین (علیه السلام) که فرمود: «مرگ در نظر تو چگونه است؟» گفت: «شیرین تر از عسل » .

او پس از اصرار زیاد از امام حسین (علیه السلام) اجازه به میدان رفتن گرفت و این چنین رجز می خواند:

ان تنکرونی فاناابن الحسن

سبط النبی المصطفی المؤتمن

هذا حسین کالاسیر المرتهن

بین اناس لاسقوا صوب الحزن (8)

او کارزار سختی نمود و با اینکه نوجوانی کم سن و سال بود، پس از کشتن سی و پنج نفر از دشمنان، در نهایت بر اثر ضربت شمشیر نقش بر زمین گشت و به شهادت رسید . سن او سیزده سال بود .

 

9 . ابوبکر بن الحسن (علیه السلام): پدرش امام حسن مجتبی (علیه السلام) و مادرش، کنیز آن حضرت بود . او از مدینه همراه عمویش امام حسین (علیه السلام) به کربلا آمد و بعد از شهادت برادرش قاسم، به میدان آمد و جنگید تا به فیض شهادت نایل گشت .

 

10 . عبدالله بن الحسن (علیه السلام): پدرش امام حسن مجتبی (علیه السلام) و مادرش، دختر شلیل بن عبدالله می باشد . عبدالله در کربلا نوجوانی بود که به سن بلوغ نرسیده بود و چون عمویش حسین (علیه السلام) را زخمی و بی یاور دید، خود را به آن حضرت رسانید و گفت: «به خدا قسم از عمویم جدا نمی شوم » . در آن هنگام شمشیری به طرف امام حسین (علیه السلام) روانه شد . عبدالله دست خود را سپر شمشیر قرار داد و دستش به پوست آویزان شد و فریاد زد: «عموجان » ! حسین (علیه السلام) او را در بغل گرفت و به سینه چسبانید و فرمود: برادرزاده! بر این مصیبت که بر تو وارد آمده است، صبر کن و از خداوند طلب خیر نما، زیرا خداوند تو را به پدران صالحت ملحق می کند . ناگاه حرمله بن کاهل تیری بر او زد و او در دامان عمویش حسین (علیه السلام)، به شهادت رسید . وی نوجوانی یازده ساله بود .

 

11 . عون بن عبدالله: پدرش، عبدالله و مادرش حضرت زینب (علیها السلام) است . او در اوائل راه مکه به کربلا، در «وادی عقیق » به امام حسین (علیه السلام) پیوست . او در روز عاشورا به میدان نبرد تافت و شمشیر زد تا به شهادت رسید .

می نویسند: تا خبر شهادت او به پدرش عبدالله رسید، گفت: «به خدا قسم، شهادت پسرم در رکاب حسین (علیه السلام) مصیبت مرا آسان می کند ...»

 

12 . محمدبن عبدالله: پدرش، عبدالله و مادرش خوصاء می باشد . او با برادرش «عون » در راه مکه به کربلا در «وادی عقیق » به امام حسین (علیه السلام) پیوست و در روز عاشورا قبل از برادرش عون به میدان رفت و به شهادت رسید . وقتی خبر شهادت او به پدرش عبدالله رسید، گفت: «اگر چه من توفیق یاری حسین را نیافتم، ولی با تقدیم پسرانم او را یاری کردم .»

 

13 . عبدالله بن مسلم: پدرش، مسلم بن عقیل و مادرش، رقیه دختر حضرت علی (علیه السلام) می باشد . وی در روز عاشورا در میدان جنگ، سه مرتبه با دشمن کارزار کرد .

دشمن به سوی او تیری رها کرد و و عبدالله دستش را روی صورت گذاشت تا از اصابت تیر جلوگیری کند . تیر دستش را به پیشانی دوخت . تیری دیگر، قلب او را نشانه گرفت . شهادت او در روز عاشورا این گونه بود .

عبدالله، چهارده سال داشت .

 

14 . محمد بن مسلم: پدرش مسلم بن عقیل و مادرش از کنیزان بود . او در روز عاشورا پس از شهادت برادرش «عبدالله » در حمله دسته جمعی فرزندان ابیطالب به دشمن شرکت کرده، سپس به شهادت رسید . او سیزده ساله بود .

 

15 . عبدالرحمن بن عقیل: پدرش، «عقیل » برادر علی (علیه السلام) و مادرش از کنیزان است . وی از عموزادگان امام حسین (علیه السلام) است . امام حسین (علیه السلام) فریاد زد: «ای عموزادگان من! صبر و مقاومت پیشه سازید ... بعد از این دیگر هرگز سختی و مصیبتی نخواهید دید .» وی در روز عاشورا در حمله دسته جمعی فرزندان ابیطالب به دشمن، شرکت کرد و به شهادت رسید .

 

16 . جعفربن عقیل: پدرش «عقیل » و مادرش «خوصاء» می باشد «جعفر» در روز عاشورا به میدان جنگ شتافت و در حالی که مادرش جلوی خیمه ایستاده بود و او را نظاره می کرد، به شهادت رسید .

 

17 . سیف بن الحارث «الهمدانی »

 

18 . مالک بن عبدالله «الهمدانی »

 

19 . شبیب

«سیف » و «مالک » پسر عموی یکدیگر بودند و به همراه غلامشان «شبیب » به سپاه امام حسین (علیه السلام) پیوستند .

روز عاشورا آن دو در حالی که می گریستند، به خدمت حضرت رسیدند . امام (علیه السلام) فرمود: «چرا گریه می کنید؟» آن دو گفتند: فدایت شویم، برای خودمان گریه نمی کنیم، ولی برای شما گریه می کنیم که در محاصره دشمن قرار گرفته اید و ما بیش از جانمان چیزی نداریم تا با آن از تو حمایت کنیم .»

حضرت به آن ها فرمود: «خداوند از بابت علاقه و همدردیتان با من به شما پاداش دهد .»

آن ها در حالی که یکدیگر را حمایت می کردند، در جنگ دشمن به شهادت رسیدند . غلامشان در حمله اول روز عاشورا به شهادت رسید .

 

20 . عائذ بن مجمع: او به همراه پدرش مجمع بن عبدالله در بین راه به امام (علیه السلام) ملحق شد و حربن یزید خواست نگذارد . امام (علیه السلام) فرمود: «این ها یاران منند و نباید آن ها را از این کار باز داری » آن ها به امام ملحق شدند و راهنمای آن ها طرماح بود . صاحب حدائق، آن دو را در شمار شهدای حمله اول ذکر کرده است . دیگران گفته اند با پدرشان در یک جا شهید شدند و این قبل از حمله اول در آغاز جنگ بوده است . (11)

 

21 . عمروبن قرظه: پدرش قرظه از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و از یاران علی (علیه السلام) بود . عمرو قبل از شروع جنگ در کربلا، به امام حسین (علیه السلام) پیوست . در روز عاشورا به میدان رفت و جنگید، ولی به سوی حسین (علیه السلام) برگشت، تا آن حضرت را از دشمن محافظت کند . او خود را سپر حضرت کرده و تیرها به صورت و سینه اش برخورد می کرد تا آسیبی به امام حسین (علیه السلام) نرسد .

او در حالی که بدنش پر از جراحت شده بود، رو به حضرت کرد و گفت: «یابن رسول الله! آیا به عهد خود وفا کردم؟» حضرت فرمود: «در بهشت جلوی من خواهی بود و سلام مرا به رسول خدا برسان .» در همین لحظه عمرو به زمین افتاد و به شهادت رسید .

 

22 . عمرو بن جناده: عمرو که جوانی بیست و یک ساله بود، پس از شهادت پدرش، مادرش به او گفت: «پسرم برو از حریم امام دفاع کن و در برابرش با دشمن جنگ کن .» او بعد از اجازه از امام حسین (علیه السلام) به دشمن حمله کرد و چنین می خواند:

امیری حسین و نعم المیر

سرور الفؤاد البشیر النذیر

علی و فاطمة والداه

فهل تعلمون له من نظیر

او هم چنان جنگید، تا به شهادت رسید . دشمن سرش را از بدن جدا کرد و به طرف حسین (علیه السلام) پرتاب کرد . مادرش، سر فرزند را برداشت و آن را بر سر یکی از سپاهیان عمربن سعد زد و او را به هلاکت رساند . (12)

 

23 و 24 . عبدالله بن عروه و عبدالرحمن بن عروه:

این دو برادر از اشراف و دلیران کوفه بودند و جدشان از یاران علی (علیه السلام) بوده است . آن ها در کربلا به امام حسین (علیه السلام) ملحق شدند و در روز عاشورا به نزد حضرت آمده و سلام کردند و گفتند: «دوست داریم که در برابرت مبارزه کرده و از حریم تو دفاع کنیم .» حضرت به آن ها فرمود: «آفرین بر شما باد .» این دو برادر در نزدیکی امام (علیه السلام) با دشمن مبارزه کردند تا شهید شدند . در زیارت ناحیه مقدسه آمده است: «السلام علی عبدالله و عبدالرحمن ابنا عروه بن حراق الغفاریین »

 

25 . وهب

 

26 . همسر وهب (هائیه)

وهب مردی دلاور و از مسیحیان کوفه بود که با دیدن معجزه امام حسین (علیه السلام) و با شنیدن پیام امام (علیه السلام) با همسر و مادر خود به سوی کربلا حرکت کرد و مسلمان شد . او در روز عاشورا با توصیه مادرش و اجازه امام حسین (علیه السلام) به میدان رفت و با صولت عجیبی جنگید، به طوری که نوزده سوار و بیست پیاده را کشت و سپس هردو دستش را قطع کردند . وهب همچنان جنگید تا به شهادت رسید . پس سر بریده او را به سوی لشکر امام حسین (علیه السلام) انداختند . مادرش سر او را به آغوش کشید و سپس آن را به سوی دشمن انداخت . امام حسین (علیه السلام) فرمود: «ای مادر وهب به خیمه برگرد . پسرت اکنون با رسول خداست .» وهب هنگام شهادت بیست وپنج سال داشت . او و خانواده اش در روز عاشورا ده روز بود که به اسلام گرویده بودند و در پیکر وهب اثر هفتاد ضربه شمشیر و نیزه و تیر دیده می شد . (13)

«هانیه » همسر وهب، خود را به جنازه به خون غلتیده همسرش وهب رساند، خون های پیکر او را پاک می کرد و گفت: «بهشت برتو گوارا باد» . شمر وقتی او را دید، به غلامش رستم دستور داد او را بکشد . رستم با عمود بر آن نوعروس زد و او را کشت . این نخستین زن و یگانه زنی بود که در کربلا در راه دفاع از حریم امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسید (14)

 

27 و 28 . عبدالله بن یزید و عبیدالله بن یزید

«عبدالله » و «عبیدالله » همراه پدرشان «یزید» که از شیعیان بصره بودند همراه عده ای دیگر از بصره بیرون آمده و در محلی به نام (ابطح) در نزدیکی مکه به امام حسین (علیه السلام) پیوستند .

در روز عاشورا «عبدالله » و «عبیدالله » در حمله اول که دسته جمعی بود، به شهادت رسیدند .

 

29 . عبدالرحمن بن مسعود: عبدالرحمن همراه با پدرش مسعود بن الحجاج، از شیعیان و شجاعان مشهور بودند که با لشکر عمربن سعد از کوفه خارج شدند، ولی پیش از درگیری به امام حسین (علیه السلام) پیوستند .

«عبدالرحمن » و پدرش در روز عاشورا و در حمله اول، به شهادت رسیدند .

 

30 . عمار بن حسان: از شیعیان مخلص و از شجاعان دلیر و معروف بود . پدرش حسان از اصحاب امام علی (علیه السلام) بود . عمار از مکه در خدمت امام (علیه السلام) بود و از آن حضرت جدا نشد تا در روز عاشورا در حمله اول به فیض عظیم شهادت نائل گشت .

 

31 . حبشی بن قیس بن سلمه: جد او از اصحاب رسول خداست و از قبیله نهم است . او در ایامی که خبر از جنگ در کربلا نبود، خدمت امام بود و به همراه آن حضرت به کربلا آمد و در روز عاشورا به شهادت رسید .

امید آنکه با تامل و تفکر در ایثار و فداکاری این جوانان، آنان را اسوه زندگی خویش قرار دهیم .

با یکی از سخنان امام حسین (علیه السلام) در عظمت یارانش و اهل بیتش، سخن را به پایان می بریم:

فانی لا اعلم اصحابا اولی و لا خیرا من اصحابی و لااهل بیت ابر و لااوصل من اهل بیتی فجزاکم الله جمیعا عنی خیرا

«من یارانی برتر و بهتر از یاران خود ندیده ام و اهل بیت و خاندانی نیکوتر و به صله رحم پایبندتر از اهل بیتم نمی شناسم . خدا شما را به خاطر یاری من پاداش نیکو عطا فرماید . (15)

 

پی نوشت ها:

1 . سیمای جوانان در قرآن و تاریخ اسلام، علی دوانی، ص 209 .

2 . همراه با سیدالشهدا از مدینه تا کربلا، ص 20 .

3 . اعیان الشیعه، ج 7، ص 430 .

4 . سردار کربلا، ص 229 .

5 . همراه با آن علی ( علیه السلام) از عاشورا تا اربعین، حشمت الله قنبری، ص 63 .

6 . مجله دیدارآشنا، ش 22، ویژگی های جوانان عاشورایی، ص 17 .

7 . فتح خون، سیدمرتضی آوینی، ص 120 .

8 . سیدبن طاووس، لهوف، ص 113 .

9 . همان .

10 . همراه با آل علی (7) از عاشورا تا اربعین، ص 61 .

11 . قصه کربلا، نظری منفرد، ص 284 .

12 . بحار، ج 45، ص 27 .

13 . تعالی السبطین، ج 1، ص 286 .

14 . سوگنامه آل محمد ( صلی الله علیه و آله)، محمدمهدی اشتهاردی، ص 106 .

15 . لهوف سیدبن طاووس، ترجمه عقیقی بخشایشی، ص 116 .

 

 

منبع: مجله دیدار آشنا

آخرین بروز رسانی در پنجشنبه, 06 مهر 1396 ساعت 12:12